جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

جدید ترین متن های کوتاه ایران / هزاران بیو جدید و وضعیت کوتاه [پیشنهادی]

جدید ترین تکست های کوتاه ایران از بزرگترین سایت تکست گرافی- تاو بیو / این متن های کوتاه جدید ترین تکست های کوتاه ایران هستند که مناسب بیو شبکه های اجتماعی تلگرام و اینستاگرام و وایبر و واتس آپ و دیگر شبکه های اجتماعی هستند . کاربران ما از این متن های کوتاه در استوری اینستاگرام و کپشن پست های خود هم استفاده میکنند . این بیو های جدید شامل تکست های عاشقانه , تنهایی , انگلیسی با معنی ,شعر کوتاه, غمگین , تیکه دار

بیو جدید و قشنگ مناسب بیو واتساپ و بیو اینستا و ..

نصب برنامه اندروید تاوبیو
*تمام راه‌هایی که رفتم
آخرش مرا به خودم رساند
آدم‌ها، فاصله‌ها، شکستن ها
و دوباره برخاستن‌ها.‌..
همه برای این بود که خودم را پیدا کنم.
انگار من از همان ابتدا
نامه‌ای به خویشتن بودم☀️🌏
.️
3.5
"All the paths I took,

eventually led me back to myself.

The people, the distances, the breakings,

and the rising again…

It was all for this: to find my true self.

It is as if, from the very beginning,

I was a letter written to my own soul. ☀️🌏"
فلسفی شعر پیدا کردن خود مسیر خودشناسی بازگشت به خود نامه ای به خویشتن
༻⃘⃕࿇﷽༻⃘⃕❀

گـــوشـــہ؎ دنـــجِ خیــــٰــالـــم،
⇦در حـــرم، گــُـم مےشـــوم
در گهت می،بوسم و غرق تبسم، میشوم.

تـــا بـــبینـــم بـٰــاغِ پُـــرنـــقـــشِ
⇦بـــهشـــتِ سقـــف را،
همچـــو بـــلبـــل بےاراده،
در تـــرنّـــم میـــشـــوم

#شهادت_امام_رضا
#امام_رضا️
4.1
مذهبی مناسبتی شهادت امام رضا شعر امام رضایی حرم امام رضا زیارت امام رضا
ادامه پارت دوم | همسایه طبقه بالا

مین‌وو شانه بالا انداخت.
«ولی این یکی راحت‌تره.»
آرا زیر لب گفت:
«نه... این پسر قطعاً برای اعصاب خورد کردن من فرستاده شده...»
مین‌وو خنده‌ی کوتاهی کرد.

«چی گفتی؟»

آرا با لبخند مصنوعی جواب داد:
«گفتم... خوش اومدی!»
مین‌وو آرام گفت:
«دروغ گفتن بهت نمیاد.»
آرا با حرص خودکارش را برداشت.
«صبر کن آقای همسایه... این تازه اولشه.»
و درست همان لحظه زنگ تفریح خورد.️
1.0
عاشقانه طنز داستان عاشقانه عصبانیت از همسایه دعوا سر کلاس همسایه طبقه بالا
میگن یبار خورشید برای خواستگاری جلو اومد
اگه میگفت بله
خورشید از خوشحالی منفجر میشد
اگه میگفت نه
خورشید از شدت غم خاموش میشد
واسه همین گفت نمیدونم
________
از اون موقع زحل نگهبان حلقه هاشون شد

و توی هر خورشید گرفتگی همو میبینن و خورشید مثل همیشه میپرسه،فکراتو کردی؟️
1.6
عاشقانه فانتزی و تخیلی حلقه های زحل داستان خورشید و زحل خورشید گرفتگی عاشقانه متن نجومی عاشقانه
نسیم بهار
تو سبزه های سبز،کناردیواری
آرزوهای جامانده ی،زیر آواری
خنده خوابست،در این کوچه
تو ستاره من، در شبهای تاری
خوابند،گلهای صورتی باغچه
تو تسلی،دل من سوگواری
بیقرارودلگیرم، ازاین سکوت
تو تمام قراردل،من بیقراری
مانده آهی تنها،ازمن خسته
تو صدای دلنشین،تارگیتاری
تنـهایی ما را نیست،خریدار
بی کسی ماراتنها،توهواداری
بیدارکن دوباره،خنده رابرلب
تابوزدازنو،نسیم خنک بهاری️
3.0
شعر تنهایی شعر عاشقانه بهاری دلتنگی و بی قراری احساس تنهایی در بهار شعر نو دلتنگی
ادامه پارت دوم | همسایه‌ی طبقه بالا

آرا زیر لب غر زد:
«چه آدم از خودراضی‌ای...»

پسر بدون اینکه چیزی بگوید، از کنارش رد شد.
آرا موقع رفتن، یواشکی ادایش را درآورد و گفت:
«وااای... با چشم باز بدووو!»
همان لحظه پسر برگشت.
آرا سریع صاف ایستاد و با لبخند مصنوعی گفت:
«روز خوبی داشته باشید!»
پسر فقط سری تکان داد و رفت.
چند دقیقه بعد...
آرا نفس‌نفس‌زنان وارد کلاس شد.
معلم گفت:

«خوشبختانه نفر جدید کلاس هم همین الان رسید.»️
2.0
طنز دخترانه ادامه داستان همسایه طبقه بالا داستان طنز مدرسه همکلاسی جدید سوتی بامزه
پارت دوم | همسایه‌ی طبقه بالا

اما یه اتفاق عجیب باعث شد هر دو مجبور بشن مدت زیادی کنار هم باشن...

سؤال اینجاست...

آخرش از هم متنفر می‌مونن... یا این دعواها یه معنی دیگه داره؟ 👀✨
«دیرم شد... دیرم شد...»
یون آرا با یک تکه نان تست توی دهانش از پله‌های آپارتمان پایین می‌دوید. همین که پیچ راه‌پله را رد کرد، محکم به نفر روبه‌رویش خورد.
تق!
هر دو روی زمین افتادند.
2.0
عاشقانه فانتزی و تخیلی عشق و نفرت برخورد اتفاقی عاشقانه داستان همسایه طبقه بالا رمان عاشقانه پارت دوم
《 همسایه‌ی طبقه بالا 》 🏡💗

نام رمان: همسایه طبقه بالا
تعداد پارت: نامعلوم
تعداد فصل: یک فصل
ژانر: عاشقانه، کمدی

یون آرا فقط یه آرزو داشت...

«امسال رو بدون دردسر بگذرونم!»

ولی درست همون روز، یه پسر مغرور، پرحرف و اعصاب‌خردکن به آپارتمان طبقه بالا اسباب‌کشی کرد!

از دعوا توی راه‌پله گرفته...
تا کل‌کل‌های هر روز توی مدرسه...

انگار این دو نفر حتی پنج دقیقه هم نمی‌تونستن با هم کنار بیان.

پایان پارت اول️
1.0
عاشقانه طنز داستان همسایه عاشقانه دشمنی به عشق پارت اول رمان رمان عاشقانه کمدی
اکثر آدما یک ظرفیت و جنبه مشخصی دارن که اگر بیشتر از اون بهشون بها داده بشه ممکنه خودشونو گم کنن و فکر کنن خبریه ، به همین خاطر نباید هرکسی رو اشباع کرد چون ممکنه در مورد جایگاه خودش دچار توهم بشه...️
3.8
روانشناسی فلسفی ظرفیت آدمها اشباع شدن از توجه بها دادن بیش از حد توهم جایگاه

بازم هست :) صفحه های بعدی رو ببین:

1 قبلی (72) 73 بعدی (74) 7167