خوب کردن طرف مقابل؛ چطور ناجیها قربانی میشوند؟:
در مثلث نمایشی کارپمن، ناجیها (کسانی که مدام سعی در اصلاح دیگری دارند) تقریباً همیشه به قربانی تبدیل میشوند. این یک تله روانی است که با باور به اینکه میتوانیم کسی را تغییر دهیم شروع میشود و معمولاً با احساس فداکاری خاتمه مییابد؛ جایی که خودمان، ته ماجرا، «خوب» دیگری میشویم. چند بار این چرخه را زندگی کردهاید؟
راهکار:
این تجربه در روانشناسی «مثلث نمایشی» نام دارد: ناجی تلاش میکند دیگری را تغییر دهد، اما با مقاومت روبهرو میشود و خودش قربانی میشود. شاید آنچه در پیاش هستی، خوب کردن خودت بوده که بر دیگری فرافکنی کردهای. چرخه را بشکن و اولویت را به خودت بده.