تو کجایی سهراب
آب را گِل کردند و چه با دل کردند
زخم ها بر دلِ عاشق کردند
خون به چَشمان شقایق کردند
در همین نزدیکی عشق را دار زدند
همه جا سایه دیوار زدند
گفته بودی قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب
دور خواهم شد از این شهر غریب
قایقت جا دارد؟️
آب را گِل کردند و چه با دل کردند
زخم ها بر دلِ عاشق کردند
خون به چَشمان شقایق کردند
در همین نزدیکی عشق را دار زدند
همه جا سایه دیوار زدند
گفته بودی قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب
دور خواهم شد از این شهر غریب
قایقت جا دارد؟️
4.0
غمگین شعر شعر سهراب سپهری شعر اعتراضی آب را گل کردند قایقی خواهم ساخت در شعر «نشانی» سهراب، قایق هرگز به حرکت درنمیآید؛...