رفتم از شهر تو هرگز نگرانم نشدی
سوختم در غم و پیگیر جهانم نشدی
من به پایت همه ی زندگی ام رفت به باد
بعد مرگم تو ولی فاتحه خانم نشدی
قلب دیوانه ی من بند به چشمان تو بود
پلک بر هم نگشودی ضربانم نشدی ...
من به پاییزز تو دلبستم و پژمرده شدم حیف یک بار تو درگیر خزانم نشدی !
سیل غم بر دل من بود و تو با قایق خود بی تفاوت بگذشتی و امانم نشدی :)
حسین وصال پور️
سوختم در غم و پیگیر جهانم نشدی
من به پایت همه ی زندگی ام رفت به باد
بعد مرگم تو ولی فاتحه خانم نشدی
قلب دیوانه ی من بند به چشمان تو بود
پلک بر هم نگشودی ضربانم نشدی ...
من به پاییزز تو دلبستم و پژمرده شدم حیف یک بار تو درگیر خزانم نشدی !
سیل غم بر دل من بود و تو با قایق خود بی تفاوت بگذشتی و امانم نشدی :)
حسین وصال پور️
4.0
عاشقانه غمگین دلشکستگی عشق یک طرفه غم فراق بی تفاوتی معشوق یک پدیده جالب در روانشناسی به نام «نظریه پاداش متغ...