غم بیصدا؛ وقتی دلتنگی دیگر اشک ندارد:
در روانشناسی، هیجانات پردازشنشده میتوانند از حافظهی اپیزودیک جدا شوند و به شکل یک پاسخ بدنی باقی بمانند؛ به همین دلیل است که دیگر تصویر واضحی ندارید اما دیافراگمتان منقبض میشود. این پدیده با کاهش فعالیت آمیگدال و درگیری بیشتر قشر پیشپیشانی در گذر زمان مرتبط است؛ یعنی غم از روایت ذهنی به یک ردپای جسمانی تبدیل میشود.
راهکار:
این همان اندوهی است که دیگر مهمان نیست؛ ساکن شده است. شاید به جای تلاش برای «رها کردن»، آن را مثل یک جای کهنهی بدن ببینید که فقط در بعضی وضعیتها تیر میکشد.