جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

متن های جدید شهریور 1405 / بیو های کوتاه (پیشنهادی)

جدیدترین متن های کوتاه شهریور 1405 از گلچین هزاران متن کوتاه جدید در شهریور 1405مناسب بیو . را در بزرگترین سایت بیو و متن کوتاه ایران تاوبیو بخوانید و در بیوگرافی و استوری خود استفاده کنید
نصب برنامه اندروید تاوبیو
به‌ کوروش‌ به‌ آرش‌ به‌ جمشیـב‌ قسم ✯ به‌ نقش‌ و‌ نگار‌ تخت‌‌جمشیـב‌ قسم ✞ ایران‌ همی‌ قلب‌ و‌ خون‌ من‌ است ☠ گر؋ـته‌ ز‌جان‌ בر‌ وجوב‌ من‌ است‌ ✿ بخوانیم همگے בر گوش باב ♬ چو ایران نباشـב، تن من مباב... ღ️
-
عاشقانه شعر عشق به ایران قسم به کوروش شعر وطن پرستی تخت جمشید
آه، از رفیقای نیمه راه
آه، از دشت بی گل وگیاه
آه، از تنهایی های شبانگاه
آه، از گریه های گاه وبیگاه
من،دلگیرم از رفیق های نیمه راه
بیزارم،از دشت بی گل و گیاه
خسته ام،از تنهایی شبانگاه
لبریزم،از گریه های گاه وبیگاه
آه،از چشم های مانده به راه
آه،از آدم‌های بی پشت وپناه
آه،از دلهای بی تکیه گاه
آه،از فریادهای بی صدا
چشمام هنوز، مانده به راه
بی تو شدم، بی پشت وپناه
دلم شده،بی تکیه گاه
پُرم،از فریاد بی صدا️
1.0
غمگین تنهایی تنهایی شبانه دلتنگی برای دوست بی‌پشت و پناه رفیق نیمه‌راه
«نام رمان: گمشده در رویا »
خلاصه : دختری 15 ساله با قوه تخیل زیاد اما این دختر قصه ما یه قدرت داره، حالا شاید بگین چه خوب اما کاملاً اشتباهه این قدرت یه بدی داره اگه داخل گذشته آینده یا رویایی که بهش سفر کنه هیچوقت به بدنش بر نمی گرده در آن گم می‌شود حالا با همدیگه بریم ببینیم می‌تونه بیرون بیاد از این رویا یا نه البته شایدم کمکش کردیم کمی دخالت مشکلی ایجاد نمی‌کنه خب خب اسم این دختر مرموز مون آرادنا هست بریم به روی️
1.0
فانتزی و تخیلی گم شدن در رویا آرادنا دختر با قدرت سفر در رویا رمان فانتزی نوجوان
پارت ۵

آن‌ها باید به «برجِ سکون» می‌رفتند، جایی که اولین ساعتِ گمشده ساخته شده بود. در مسیر، آن‌ها از کوچه‌های تاریک شهر گذشتند، در حالی که سایه‌ها مثل شکارچیانی بی‌صدا، از پشتِ پنجره‌ها و زیرِ سایه‌ی درختان، آن‌ها را تعقیب می‌کردند. رادین متوجه شد که هر بار ساعت را می‌چرخاند، بخشی از خاطراتش را از دست می‌دهد؛ انگار ساعت برای قدرتِ خود، به یادهای او پاداش می‌خواست....️
1.0
فانتزی و تخیلی فلسفی سفر در زمان از دست دادن حافظه داستان فانتزی بهای قدرت
من هنوز تکلیف خودم را با تنهایی روشن نکرده‌ام.
هنوز نمی‌دانم آن را باید دوست داشته باشم یا باید ازش فرار کنم. چیزی که مطمئنم این است که دوست ندارم قبول کنم که انسان به هر حال موجودی تنهاست. همیشه آن را انکار می‌کنم. نه این‌که لزوما از تنهایی بدم می‌آید نه. اما از این اجباری که به من وارد شود که سرنوشت محتوم انسان، تنهایی است، بدم می‌آید. بیشتر دوست دارم که باور کنم قدرت انتخاب دارم. حتی اگر این‌طور نباشد.
فهیم عطار️
-
تنهایی فلسفی تنهایی انسان قبول کردن تنهایی اختیار و سرنوشت آیا انسان موجودی تنهاست
تو عمق هنر من نماد ابتذال
تو فوق العاده ای این منم که افتضاحم
نیومدم بپرسم دلیل کارتو
ازم نمیرفت بیش از این انتظار
تو از اسمون بگو تو فرهیخته ای
من زمینی رو فراموش کن رفیق
من فعلا دستم بند گیتارمه
چون یه پیانو بهم بدهکاره زندگی...️
1.0
هنری فلسفی احساس بی‌ارزشی هنرمند گیتار و پیانو در شعر خودسرزنشی در هنر تضاد هنر و ابتذال
شبی را با من ای ماه سحرخیزان سحر کردی
سحر چون آفتاب از آشیان من سفر کردی
هنوزم از شبستان وفا بوی عبیر آید
که چون شمع عبیرآگین شبی با من سحر کردی
صفا کردی و درویشی بمیرم خاکپایت را
که شاهی محشتم بودی و با درویش سر کردی
چو دو مرغ دلاویزی به تنگ هم شدیم افسوس
همای من پریدی و مرا بی بال و پر کردی
مگر از گوشه چشمی وگر طرحی دگر ریزی
که از آن یک نظر بنیاد من زیر و زبر کردی️
1.0
عاشقانه غمگین شعر عاشقانه جدایی دلتنگی شب و سحر مرغ و بال و پر شمع و عبیر

بازم هست :) صفحه های بعدی رو ببین:

1 قبلی (324) 325 بعدی (326) 336