میریمعقبباماشینزمان......؛️
4.5
فانتزی و تخیلی فلسفی مفاهیم فلسفی علمی تخیلی ماشین زمان سفر در زمان ماشین زمان یک مفهوم فانتزی است که مرزهای علم و خیا...
شاید اولین جایی که دیدمت نبوده تهران🗼🏘
و تنه به تنه شده باشیم تو بازار شام🚶🏻♀️🏙
شاید یه جایی تو مصر لابه لای کاروان⌛️🐪
یا تو یکی از کاباره ها قبل انقلاب🍻🍷
شاید یه جایی تو رم دم دمای بهار🌸🌿
سرمزرعه دست تکون دادی برام🏞🙋🏻♀️
شاید تو جنگ جهانی لابه لای سربازا 💂🏻♂️
بدرقه ام کردی از پنجره قطار🚂
شاید اولین قرارمون نبوده رو زمین🌏
اینقدر شیرین نبوده کهکشون بقلی🌙⭐️
یه جایی دیدمت موهات بور بود 👧
️
و تنه به تنه شده باشیم تو بازار شام🚶🏻♀️🏙
شاید یه جایی تو مصر لابه لای کاروان⌛️🐪
یا تو یکی از کاباره ها قبل انقلاب🍻🍷
شاید یه جایی تو رم دم دمای بهار🌸🌿
سرمزرعه دست تکون دادی برام🏞🙋🏻♀️
شاید تو جنگ جهانی لابه لای سربازا 💂🏻♂️
بدرقه ام کردی از پنجره قطار🚂
شاید اولین قرارمون نبوده رو زمین🌏
اینقدر شیرین نبوده کهکشون بقلی🌙⭐️
یه جایی دیدمت موهات بور بود 👧
️
4.1
عاشقانه شعر تقدیر ارتباط عمیق سفر در زمان شعر نو این شعر با ظرافت به مفهوم «تقدیر» یا «همزمانی» می...
تراپی کافی نیست، من باید تو زمان سفر کنم و نذارم مامان و بابام همدیگرو ببینن.️
2.1
غمگین فلسفی سفر در زمان درمان ناکافی پشیمانی از والدین تغییر گذشته نظریه پارادوکس پدربزرگ در فیزیک نشان میدهد سفر به...
پارت ۵
آنها باید به «برجِ سکون» میرفتند، جایی که اولین ساعتِ گمشده ساخته شده بود. در مسیر، آنها از کوچههای تاریک شهر گذشتند، در حالی که سایهها مثل شکارچیانی بیصدا، از پشتِ پنجرهها و زیرِ سایهی درختان، آنها را تعقیب میکردند. رادین متوجه شد که هر بار ساعت را میچرخاند، بخشی از خاطراتش را از دست میدهد؛ انگار ساعت برای قدرتِ خود، به یادهای او پاداش میخواست....️
آنها باید به «برجِ سکون» میرفتند، جایی که اولین ساعتِ گمشده ساخته شده بود. در مسیر، آنها از کوچههای تاریک شهر گذشتند، در حالی که سایهها مثل شکارچیانی بیصدا، از پشتِ پنجرهها و زیرِ سایهی درختان، آنها را تعقیب میکردند. رادین متوجه شد که هر بار ساعت را میچرخاند، بخشی از خاطراتش را از دست میدهد؛ انگار ساعت برای قدرتِ خود، به یادهای او پاداش میخواست....️
1.0
فانتزی و تخیلی فلسفی سفر در زمان از دست دادن حافظه داستان فانتزی بهای قدرت در علوم اعصاب، حافظه مثل فیلم ذخیرهشده نیست؛ هر ب...
مشابه ها
پارت ۸
آوا با عجله، دستِ رادین را گرفت و با استفاده از یک وردِ قدیمی، سعی کرد پیوند او با ساعت را ضعیف کند. آنها توانستند از میانِ میانبرِ زمان به داخلِ برج برسند، اما حالا رادین دیگر یک پسرِ معمولی نبود؛ او میتوانست جریانِ زمان را مثل یک رودخانه در مقابل چشمانش ببیند. او میدید که آینده چطور در میانِ رشتههایِ نور و تاریکی در هم میپیچد.
️
آوا با عجله، دستِ رادین را گرفت و با استفاده از یک وردِ قدیمی، سعی کرد پیوند او با ساعت را ضعیف کند. آنها توانستند از میانِ میانبرِ زمان به داخلِ برج برسند، اما حالا رادین دیگر یک پسرِ معمولی نبود؛ او میتوانست جریانِ زمان را مثل یک رودخانه در مقابل چشمانش ببیند. او میدید که آینده چطور در میانِ رشتههایِ نور و تاریکی در هم میپیچد.
️
-
فانتزی و تخیلی دیدن آینده سفر در زمان داستان فانتزی ایرانی قدرت کنترل زمان در فیزیک مدرن، زمان بیشتر شبیه یک بلوک چهاربعدی اس...