چشم تو چلچراغ و خاموشم کرد؛ شعری از نگاه و سکوت:
در چشم انسان هیچ منبع نوری وجود ندارد؛ درخشش چشم در عکسهای فلاشدار در واقع انعکاس نور از شبکیه است. اما گربهها لایهای به نام تاپتوم لوسیدوم دارند که مثل آینه پشت چشم، نور را برمیگرداند و در تاریکی میدرخشد. این «چلچراغِ» طبیعی هیچ شعلهای ندارد، فقط بازتاب نوری است که به چشم میتابد. پس شاید «خاموش کردن» توسط چشم معشوق، یعنی جایی که نورِ نگاهِ خودت به تو برمیگردد. آیا درخشش واقعی از خودِ نگاه است یا از آنچه نگاه میکنیم؟
راهکار:
این تصویر را برعکس ببین: شاعر نمیگوید چشم معشوق نور میدهد؛ میگوید آنقدر نورانی است که خاموشی تنها راه دیدنش است. اگر بخواهی ادامه بدهی، بیت بعدی را به «دیدن با دل» پیوند بزن: خاموش شدنِ زبان، روشن شدنِ نگاه است.