واکنش روناک یونسی، بازیگر خارجنشین
بعد از میناب،لامرد،ناو دنا
کمک های عموترامپ به یک
مجلس عروسی در سیریک هم رسید....
هنوز هم فکر میکنید مشکل آمریکا با جمهوری اسلامیه؟️
1.8
غمگین تیکه دار حقیقت
بعضی وقتا آدم نه قهره، نه ناراحت... فقط یه جایی میرسه که دیگه توضیح دادنِ خودش رو به کسی، زیادی میدونه.
️
4.0
غمگین تیکه دار حقیقت خسته سکوت
من عوض نشدم؛ فقط دیگه برای آدمهایی که ارزش موندن ندارن، خودمو توضیح نمیدم. بعضیا باید همونجایی بمونن که آخرین بار، لیاقتشو نشون دادن.
️
3.7
غمگین تیکه دار حقیقت خسته سکوت
و در آخر فهمیدم برای هیچ کسی ارزشی ندارم!️
1.3
غمگین خسته
روز مرگم اشک را پیدا کنید
روی قلبم عشق را پیدا کنید
روز مرگم خاک را باور کنید
روی قبرم لاله را پرپر کنید
خانه را وقف نیلوفر کنید
پیکرم را غرق در شبنم کنید
روز مرگم دوست را دعوت کنید
بعد مرگم خنده را سر کنید
رفتنم را ای دوستان باور کنید️
4.4
شاخ غمگین خسته خودکشی
آرهآرهمنهموندختریمکهمهجااعضافیبودنشوحسکرد:)💤️
4.6
غمگین دخترانه حقیقت
تو حرفای منو جدی نگرفتی ، منم بودنتو؛️
3.1
عاشقانه غمگین حقیقت خسته دلتنگی
مناورازمانیملاقاتکردم؛
کهدنبالعشقنبودم
وزمانیکهبیشترازهمهدوسشداشتم؛
ازدستشدادم....️
1.7
غمگین نامردی
اوزخممیزد،ومنبههمهمیگفتمدرچشمانشمصومیتیبیمثالوجوددارد؛
عشقآدمرااحمقمیکند،شایدهمناباور.️
1.4
غمگین دخترانه حقیقت خسته
بیشک اگر دوستت داشت دلیل غمت نبود .️
1.9
عاشقانه غمگین حقیقت
من مثل آرژانتین برا موندنت تلاش کردم.️
1.6
شاخ غمگین حقیقت زندگی
رهایت نمیکنم مگر آنکه مرا از قصد گم کنی🌊️
2.7
غمگین حقیقت
شبیهِ خانه بودی، بعد از یک عمر آوارگی.️
2.3
شاخ غمگین حقیقت
#گِـريه نَكُن بَرا كَسي كِ بَلَد نيس
#عارومِت كُنِه🥃️
4.5
شاخ غمگین حقیقت
توی فرندز ریچل به راس میگه:
متاسفم نمیتونم ببخشمت!
آخه تو تنها کسی بودی که باور داشتم
هیچوقت به من آسیب نمیزنه.
گاهی بدترین آسیب
از طرف کسایی هست که انتظار نداریم!️
1.6
غمگین جدایی حقیقت خسته زندگی
عروسی زیر ساخت بود؟
یا پایگاه موشکی ؟
کدام دروغ را
راحت تر باور می کنند...
مخاطبان ایران اینترنشنال🚶♂...️
4.3
غمگین حقیقت
موقع اعـدام پرسیدنـد آخرین حرفتــــ ؟!؟
گفتم:روے قبــــــرم تکــــہ یخے بگذارید تا چکـــہ کند..!!
پرسیدند:چــــــرا ؟؟
گفتم: چـون 'عـــزیـــزے' ندارم سر قبــرم گــریـــہ کند...
#سلامتــــے همـــہ بے کسا ...️
4.3
غمگین تنهایی تنهایی پس از مرگ بی کسی دلتنگی برای عزیز شعر غمگین کوتاه در روانشناسی وجودی، مواجهه با مرگ معمولاً معنای ز...
دلنوشتهی بیکسی: روی قبرم تکه یخی بگذارید تا چکه کند:
در روانشناسی وجودی، مواجهه با مرگ معمولاً معنای زندگی را در روابط انسانی پررنگ میکند، نه دستاوردها. پژوهشهای عصبشناسی نشان دادهاند دردِ طردشدگی و تنهایی از همان مسیر عصبیِ درد فیزیکی در مغز عبور میکند. برای همین، تصویر یخِ چکهکننده فقط استعاره شاعرانه نیست؛ مغز تنهایی را شبیه تهدید بقا پردازش میکند و آن را با جسمیترین شکلِ درد پیوند میزند.
راهکار:
این روایت را میتوان جابهجاییِ دردِ نبودنِ آدمها با یک تصویر فیزیکی دانست؛ یخ چکه میکند تا حتی در نبودِ آدم، چیزی شبیه اشک روی قبر جاری باشد. در واقع سوژه به جای تقاضای عشق، یک جایگزین بیجان برای ماتم میسازد تا تنهاییاش کمتر ملموس شود.
گفتم شاید یه روز، نگاهت سمتِ من باشه
نفهمیدم قلبت از اول جای دیگهای داشته...️
4.4
غمگین عاشقانه عشق یکطرفه دوست داشتن بدون جواب دل کندن از کسی که دوستت ندارد امید بیهوده در عشق مغز در عشق یکطرفه دقیقاً مثل وابستگی به مواد رفتا...
عشق یکطرفه و امید بیهوده؛ وقتی قلبت جای دیگری است:
مغز در عشق یکطرفه دقیقاً مثل وابستگی به مواد رفتار میکند: همان مسیر دوپامین و سیستم پاداش فعال میشود و نبودِ فرد مقابل مثل «ترک» تجربه میشود. پژوهشها نشان میدهد طردشدن عاطفی در اسکن مغزی، نواحی مرتبط با درد فیزیکی را روشن میکند؛ یعنی دلشکستگی واقعاً درد دارد، نه فقط استعاره. جالبتر اینکه امیدوار ماندن به یک عشق بیپاسخ، دوپامین بیشتری نسبت به قطع امید آزاد میکند و همین چرخه، وابستگی را عمیقتر میکند. به همین دلیل مغز ما «نفهمیدن» را بر پذیرش ترجیح میدهد. آیا این یعنی عقل و عشق هممسیر نمیشوند؟
راهکار:
این شعر روایتِ «چسبیدن به امید» است، نه عاشق شدن. میتوان همان حس را از زاویهای تازه بازنویسی کرد: «نفهمیدم قلب من از اول جای خالی داشت که تو اون رو پر کردی»؛ این تغییر روایت، تمرکز را از تقصیر طرف مقابل به نیاز درونی خودت میبرد و بهجای قربانیبودن، شروعِ خودشناسی میشود.
تا ته گالری رفتن خیلی سخته
نه اینکه خسته بشی نه
فقط گاهی...
پر از کسایی هست که دیگه پیشت نیستن️
4.6
غمگین تنهایی دلتنگی برای آدمای قدیم عکسای قدیمی گوشی خاطرات تلخ گالری کسایی که دیگه نیستن مرور عکسهای قدیمی فقط نوستالژی نیست؛ مغز هنگام دی...
تا ته گالری رفتن؛ جایی پر از آدمهایی که دیگر نیستند:
مرور عکسهای قدیمی فقط نوستالژی نیست؛ مغز هنگام دیدن تصویر آدمهای گذشته، هیپوکامپ و قشر کمربندی خلفی را فعال میکند و خاطره را مانند یک فایل ثابت بازپخش نمیکند، بلکه هر بار از نو بازسازی میکند. برای همین عکس یک نفر که دیگر نیست، میتواند همان مسیر عصبی فقدان را دوباره روشن کند و دردی واقعی بسازد. جالبتر اینکه پدیدهی «پارادوکس نوستالژی» میگوید هرچه خاطره تلختر باشد، گاهی مرورش وسوسهانگیزتر و حتی اعتیادآورتر میشود.
راهکار:
گالری گوشی مثل موزهی لحظههاست؛ میتوانی یک پوشهی «آرشیو دلتنگی» بسازی و فقط وقتهایی که حالش را داری مرورش کنی، بدون اینکه مجبور باشی همهی عکسها را پاک کنی.
بدترین دروغی که به خودم گفتم این بود که «برمیگرده» در حالی که میدونستم حتی دلش برام تنگ نمیشه🥷🏻💔️
4.4
غمگین جدایی دلتنگی بعد از تمام شدن رابطه امید برگشتن کسی که برنمیگرده چرا فکر میکنم برمیگرده دروغ به خودم بعد از جدایی وقتی رابطه تمام میشود، مغز مثل قطع ناگهانی ماده م...
برمیگرده؛ دروغی که بعد از جدایی به خودمون میگیم:
وقتی رابطه تمام میشود، مغز مثل قطع ناگهانی ماده مخدر رفتار میکند؛ تصویر او در ذهن دوپامین آزاد میکند و عبارت «برمیگرده» یک دُز خیالیِ تسکین است. در اسکنهای fMRI، امید به بازگشت همان ناحیه پاداش را روشن میکند که انتظار یک جایزه دارد؛ به همین دلیل «میدانم» و «دلم نمیپذیرد» با هم زندگی میکنند. حالا سؤال این است: اگر این امید مصنوعی نبود، چه چیزی میتوانست جایگزین آرامش لحظهایاش شود؟
راهکار:
این «برمیگرده» را نشانه سادهلوحی نگذار؛ ذهن در شوک جدایی برای نرمکردن ضربه، چنین امیدی را مثل مسکن میسازد. دقیقاً چون جایی از وجودت میدانسته دلتنگ نیست، این جمله یک آینه است، نه یک دروغ: تو تمام شدن را فهمیدهای، حتی اگر دلت هنوز در حال باور کردنش باشد.
مهربون بودن تو زندگی جرمه🚶♀️✨️️
4.4
غمگین مهربانی مهربانی بیش از حد سوء استفاده از مهربانی دلخوری از زندگی چرا مهربانی جرمه در زیستشناسی فرگشتی به این «سیگنال پرهزینه» میگو...
چرا مهربانی در زندگی جرم به نظر میرسد؟:
در زیستشناسی فرگشتی به این «سیگنال پرهزینه» میگویند: مهربانی واقعی گران است و فقط موجودی که منابع و امنیت کافی دارد میبخشد. اما نکتهی شگفتانگیزتر از روانشناسی این است که پس از طرد اجتماعی، مغز برای محافظت، مقدار اکسیتوسین را تغییر میدهد تا کمککردن را بیارزش و «جرمزا» نشان دهد. پس احساس «جرم بودن مهربانی» ممکن است فقط سپر موقتی ذهن تو باشد؛ نه واقعیت اخلاقی.
راهکار:
این نگاه وقتی عوض میشود که مهربانی را نه معامله، بلکه انتخاب ببینی؛ اگر مهربانیات را به واکنش دیگران گره بزنی، همیشه «جرم» به نظر میرسد، اما اگر انتخاب خودت باشد، حتی نادیدهگرفتهشدن هم قدرتش را از آن نمیگیرد.
بَࢪ_ما_گُذَشت_آنچہِ_نَبایَد_میگُذَشت🖤🚫͈
#بَقیہِ_عُمࢪ_هَࢪچہِ_بادا_باد️
4.5
غمگین فلسفی تلخی روزگار رها کردن گذشته پذیرش سرنوشت زندگی بعد از شکست درماندگی آموختهشده سلیگمن نشان داد وقتی مغز باور ...
تلخی روزگار و هنر رها کردن گذشته:
درماندگی آموختهشده سلیگمن نشان داد وقتی مغز باور کند کنترلی بر نتیجه ندارد، دست از تلاش میکشد؛ جمله «هرچه بادا باد» اغلب واکنشی به همان خاموشی پیشبینی است. اما تفاوت ظریفی با پذیرش رادیکال دارد: در پذیرش، مغز واقعیت را ثبت میکند ولی هنوز به محرکهای تازه واکنش نشان میدهد. جالب اینکه یک برد کوچک میتواند مدار دوپامین را دوباره روشن کند. آیا «بقیه عمر» واقعاً غیرقابل کنترل است؟
راهکار:
این متن را میتوان نه تسلیم، بلکه مکانیسم محافظتی ذهن برای قطع نشخوار «چرا گذشت» خواند؛ ذهن با پناه بردن به «هرچه بادا باد»، اضطراب پیشبینی را خاموش میکند تا از بار گذشته کم کند.
اگه قول بدی بیای به خوابم ؛ منم قول میدم تا ابد بخوابم .... )🖤🚬️
4.6
غمگین عاشقانه خواب و رویا قول و قرار دلتنگی عاشقانه تا ابد رؤیت فقط در مرحله REM اتفاق میافتد و مغز در همان ...
قول و قرار عاشقانه برای خواب و رویا | دلتنگی تا ابد:
رؤیت فقط در مرحله REM اتفاق میافتد و مغز در همان حال خاطرات را پردازش میکند؛ ما در طول عمر تقریباً ۶ سال فقط خواب میبینیم. اما «تا ابد خوابیدن» از نظر علوم اعصاب نه خواب و نه رؤیاست، بلکه کماست؛ حالتی که هیچ REM و هیچ رویایی در آن وجود ندارد. پس این قول، در واقع نابودی همان رویایی است که التماسش را داری. به نظرت عشق به رؤیا میماند یا به بیداری؟
راهکار:
یک بازنویسی جایگزین: بهجای «تا ابد بخوابم»، بگو «تا ابد بیدار میمانم که خوابت را ببینم» تا همان حس عاشقانه و عمق دلتنگی حفظ شود، اما انرژی زندگی هم در آن جاری باشد.
اولینکسیبودیکهحسکردمقلبم
واقعاعاشقشده
اولینکسیبودیکهکنارشازته
دلخندیدم
اولینکسیبودیکهواسشگریهکردم
اولینکسیبودیکههمهوجودمو
دادمبهش
اولینکسیبودیکهبراشازغرورم
گذشتم
اولینکسیبودیکهفکرنبودشارامش
وازممیگیرفت
اولینکسیبودیکهفکرکردنبهش
لبخندمیاوردرولبام
تواولینمنیوتاابدجاتتوقلبمنه😭💞
وهیچوقتاثربودنتازقلبم
پاکنمیشه𝑀💞🌚))'️
4.8
عاشقانه غمگین اولین عشق فراموش نشدن عشق اول دلتنگی برای عشق اول خاطره اولین عاشقی مغز انسان نخستین تجربه عشق را با ترشح شدید دوپامین...
اولین عشق؛ چرا هیچوقت از قلب پاک نمیشود؟:
مغز انسان نخستین تجربه عشق را با ترشح شدید دوپامین و نوراپینفرین کدگذاری میکند؛ یعنی رد عصبی این آدم عملاً مثل امضای شیمیایی روی مدار پاداش مغز حک میشود. به همین دلیل است که حس «اولین» بعدها هم از حافظه پاک نمیشود، حتی اگر رابطه تمام شده باشد. جالب است که fMRI نشان میدهد یادآوری عشق اول میتواند همان نواحی مغزی فعال در اعتیاد را روشن کند.
راهکار:
این متن دقیقاً همان پدیده «نوستالژی اولینها» را نشان میدهد: ذهن تو نه فقط آن آدم، بلکه نسخهای از خودت را که برای اولین بار عاشق شده ذخیره کرده است. شاید آنچه هنوز زنده است، تلفیق هیجان اولین بار و هویت عاطفی توست.
این دنیا بی رحمه😭 هیچ به هیچکی رحم نمی کنه️
4.5
غمگین فلسفی بی رحمی دنیا دنیای بی رحم ناامیدی از دنیا سختی های زندگی مغز ما به خاطر سوگیری منفی، تجربههای دردناک را تا...
دنیای بی رحم و حقیقت تلخ ناامیدی:
مغز ما به خاطر سوگیری منفی، تجربههای دردناک را تا چند برابر قویتر از تجربههای خوب پردازش میکند و آن را به کل زندگی تعمیم میدهد؛ روانشناسان به این پدیده «تعمیم افراطی» میگویند. از منظر تکاملی، این بزرگنمایی خطر برای بقا مفید بوده، اما در دنیای مدرن باعث میشود کل جهان را بیعدالت ببینیم. جالب اینجاست که درست در دل همین ناامیدی، انسانها مفهوم «رحم» را ساختهاند؛ چیزی که در طبیعت خام بسیار نادر است. آیا اگر واقعاً هیچ رحمی وجود نداشت، اصلاً حسرت آن را میخوردیم؟
راهکار:
از منظر روانشناختی، این جمله نوعی «تعمیم افراطی» است؛ ذهن بعد از یک تجربه تلخ، آن را به کل جهان گسترش میدهد. میشود به همان اندازه که دنیا را بیرحم میبینیم، به مصداقهای رحم و مهربانی هم توجه کنیم تا تصویر متعادلتر شود.
اره اون شب گریه نکردم اما:
در تمام فردا هایی که بعد از آن روز سپری کردم اشک هایم بی دلیل برای دلیل های بی منطق سرازیر شدند️
4.5
غمگین روانشناسی احساسات سرکوب شده علت گریه بی دلیل غم فرو خورده گریه بعد از گذشت زمان وقتی ضربه روحی رخ میدهد، مغز برای محافظت از شما، ...
چرا بعد از گذشت زمان بیاختیار گریه میکنیم؟:
وقتی ضربه روحی رخ میدهد، مغز برای محافظت از شما، مدارِ گریه را موقتاً غیرفعال میکند؛ اما هورمونهای استرس مثل کورتیزول در بدن باقی میمانند. پژوهشها نشان دادهاند اشک احساسی حاوی پروتئینها و هورمونهای استرس است و گریه، عملاً این مواد شیمیایی را از بدن دفع میکند. پس آن اشکهای بیقاعده در روزهای عادی، نه بیمنطق، بلکه تخلیه حسابشده غمِ پردازشنشدهاند.
راهکار:
این متن را میتوان بازتعریفِ تابآوری دانست: نگریستنِ اشک در لحظه، همیشه نشانه قدرت نیست؛ گاهی مغز برای بقا ضربه را نگه میدارد و بعدها در امنیت، تخلیه میکند.
چـون ناراحتی و افسرده قرار نیست سر کسی خالیش کنی،،همه به اندازه کافی مشکلات دارن""️
4.5
غمگین روانشناسی کنترل خشم افسردگی و روابط تخلیه عصبانیت روی دیگران همدلی با دیگران بدن هنگام افسردگی دچار التهاب مزمن میشود و سطح سر...
چرا نباید ناراحتی را سر کسی خالی کنیم؟:
بدن هنگام افسردگی دچار التهاب مزمن میشود و سطح سروتونین کاهش مییابد؛ همین موضوع آستانه تحمل را پایین میآورد. اما پژوهشها نشان میدهد تخلیه خشم روی دیگران، کورتیزول هر دو طرف را بالا میبرد و بهجای کاهش فشار، مغز را در چرخه استرس نگه میدارد. به همین دلیل، هیجان منفی از ویروس سرماخوردگی مسریتر است؛ چون در چند ثانیه از طریق لحن صدا و حالت چهره منتقل میشود. آیا تا به حال دیدهاید بعد از خالیکردن عصبانیت، طرف مقابل هم دقیقاً همان رفتار را به شما برگرداند؟
راهکار:
از منظر روانشناسی، این جمله به «تنظیم هیجان» اشاره دارد. میتوانی ناراحتی را بدون سرریزکردن روی دیگران با نوشتن سه خط در روز یا پیادهروی بیهدف تخلیه کنی؛ مغز در حرکت، هیجان را بهتر پردازش میکند.
اُسكل اون پَرَنده نيست كه جای غَذاشو يادِش ميره...
اُسكل مَنم كه جای ضَربه هايی كه آدَما بِهِم زَدَنو يادَم میره :)️
4.6
غمگین روانشناسی زخم عاطفی اعتماد بعد از ضربه فراموشی ضربه های عاطفی حافظه درد روانی مغز درد اجتماعی را همانند درد فیزیکی در قشر کمربند...
فراموشی ضربههای عاطفی و حافظهی زخمها:
مغز درد اجتماعی را همانند درد فیزیکی در قشر کمربندی پیشین پردازش میکند؛ اما حافظهی مکانِ غذا با هیپوکامپ نقشهبرداری میشود، در حالی که زخم عاطفی بدون مختصات مکانی در آمیگدال و حافظهی هیجانی ذخیره میشود. برای همین جای ضربهها را دقیق به یاد نمیآوری ولی بار هیجانیاش میماند؛ مغز نقشهی غذا را برای بقا نگه میدارد، نقشهی تهدید انسانی را نه. آیا شما زخمها را با مکانشان به یاد میآورید یا با لحن و چهرهی ضربهزننده؟
راهکار:
جملهات را میشود از لنز عصبشناسی دید: مغز برای درد اجتماعی مختصات مکانی نمیسازد، اما اثر هیجانی را مثل یک نشانهی ایمنی نگه میدارد. پس شاید این «فراموشی» حماقت نباشد، بلکه نوعی سیمکشی متفاوت برای زنده ماندن است. اگر بخواهی بسطش بدهی، تقابل «نقشهی غذا» و «نقشهی زخم» میتواند یک جملهی مستقل شود: جای غذا از یادت میرود، ولی ردّ ضربه را بیراهه یادت میآید.