یه شب که مثل مرثیه خیمه زده تو باورم باید تو این سکوت تلخ صداتو از یاد ببرم باید که کوله بارمو رو شونه ی شب بزارم باید که از اینجا برم فرصت موندن ندارم️
حس میکنم از یه سنی به بعد دیگه حوصله گرفتن وایب منفی از آدمای دورت رو نداری، دیگه به این فکر نمیکنی رفیقمه کلی خاطره داریم، یا حتی بهش احتیاج دارم فلان جا، انگاری ظرفیت ملاحظه کردنت پر شده، بدون توضیح کنار میزاری و عموما میشی آدم بده، ولی خب اوکیه.️