اون غمگینه،اون داره میمیره،اون تنهاست،اون آسیب دیده ،اون گیج شده،اون استرس داره،اون بهش بی توجهی میشه،اون افسردست،اون قضاوت میشه،اون خستست اما هنوزم به زندگی ادامه میده،اون آسیب دیده ولی نمیخاد نشون بده،اون داره فریاد میکشه اما ساکته،اون تمام تلاش خودش رو میکنه اما هنوز احساس بی فایده بودن میکنه،اون قبلش تیکه تیکه میشه و به هیچکس نمیگه،اون داره درد میکشه اما هنوز میخنده،بله تمام اینا منم:(️
از روزی که رفتی، آسمون برام رنگ دیگهای داره… هر وقت نگاش میکنم، انگار ردِ نگاه تو رو بین ابرها میبینم. یاد لبخندت هنوز توی خانوادهمون جریان داره؛ توی خندههای پدر، توی اشکهای مادربزرگ، و توی سکوت من…
کاش فقط برای چند لحظه دیگه برمیگشتی—برای یه بغلِ بیپایان، برای همون صدای مهربونت که همیشه میگفت: «غمگین نباش!»
اما حالا میدونم، هر ستارهای که شبها چشمک میزنه، یعنی “عمو️