کاش این روح شبی جسم مرا ترک کند: نجوایی از اعماق تنهایی:
پدیدهای عصبشناختی به نام «فلج خواب» دقیقاً همین حس را شبیهسازی میکند: مغز ناگهان بیدار میشود اما بدن در آتونی عضلانی کامل فرو رفته و فرد کاملاً هشیار در بستر، احساس میکند موجودی ثانویه از کالبدش خارج میشود. این قدر مهیب است که در فولکلور جهانی، پایهٔ اسطورههای بختک، آل و موجودات شبگرد شده. شاید این متن، بازتاب شاعرانهٔ یکی از این تجربههای مرزی باشد. آیا تا حالا در آستانهٔ خواب چنین حالتی را زیستهاید؟
راهکار:
در روانشناسی به این حس، «گسستگی خفیف» یا مسخ واقعیت میگویند؛ ذهن برای تابآوردن رنج، موقتاً ارتباط خود را با جسم قطع میکند تا بقا یابد. این مکانیسم باستانی، منشأ بسیاری از تجارب عرفانی و اشعار جانسوز است.