متن های جدید شهریور 1405 / بیو های کوتاه (پیشنهادی)
جدیدترین متن های کوتاه شهریور 1405 از گلچین هزاران متن کوتاه جدید در شهریور 1405مناسب بیو . را در بزرگترین سایت بیو و متن کوتاه ایران تاوبیو بخوانید و در بیوگرافی و استوری خود استفاده کنید
آدم تو دنیا فقط یه دونه قلب داره ❤️✨ چون فقط قلب یدونس آدمم یه بار میتونه عاشق بشه 🗿✨ اما عاشق شدن رو خدا تو قلب آدما به دو قسمت تقسیم کرده 🪡 یه بار عشق غلت یه بار عشق درست 💔🪦 ️
شنل قرمزی وقتی یک جادوگر دید تعجب کرد و نترسید جادوگر به شنل قرمزی گفت میخوای کفش های قدیمیت رو به یه کفش نو تبدیل کنم شنل قرمزی عصبانی شد و گفت من به کفش نو نیاز ندارم جادوگر خندید و گفت با این کفش های پاره میخوای بری شهر گفت همه مسخرت میکنن شنل قرمزی تعجب کرد و گفت تو از کجا میدونی که من میخوام برم شهر جادوگر خندید و گفت من تورو زیر نظر دارم شنل قرمزی گفت من الان کفش ها مو تمیز میکنم️
حالا که رفته ای بیا برویم بعد از مرگت کمی قدم بزنیم... ماه را بیاوریم و پاهایمان را تا ماهی های رودخانه بیاندازیم.. بعد موهایت را از روی لب هایت بزنم کنار بعد موهایت را از روی لب هایت بزنم کنار... بعد موهایت را از روی لب هایت.. لعنتی... دستم از خواب بیرون مانده :) تهران کلاه بزرگی است که بر سر زمین گذاشته ایم. روی شانه ام زدی، که تنهایی ام را تکانده باشی... تکاندنِ برف از شانه های آدم برفی؟ :) ️
هر صبح میشینم کنار پنجره، باد گرم تابستون میخوره به صورتم و یادم میاره... بعضی فصلها فقط برای عوض کردن هوا نیستن؛ میان تا آدمِ قبلی رو پشت سر بذاری و نسخهی جدیدتو بسازی.️
رمان/حقیقت..دختر تنها. پارت4 به نام خدا تبسم تاز شیش سالش شده بود روز اول مدرسه خیلی ترسید بود از ترس نزاشت مامانش بر خونه و حس غریبی داشت مثل الان تبسم هر روز بهونه میاورد که شکم درد و باباش چون خیلی دوستش داشته نزاشت بر مدرس تبسم خیلی شیطون بود و هر چیزی میخواست باید براش میخریدن اگه نمیخریدن تبسم شام و نهار نمیخورد اصلا تبسم حرف گوش نمیکرد و همیشه تبسم باید چیزی رو میخواست باید میگرفت اگه نمیگرفتن یطور گریه میکرد.️
هیچوقت دستاتو نگرفتم، ولی نبودنت دستامو بست... عاشق صدایی شدم که دیگه نیست، عاشق کسی شدم که هیچوقت مالِ من نبود. دنیا بینمون ایستاد، و من هنوزم دارم با یه لمسنشده، خداحافظی میکنم...
معشوقه ام ازم پرسید: +تا کنون عاشق شدی؟ گفتم..: -اره عاشق شدم.. گفت: +عاشق چه فرد خوشبختی شدی؟ فکرشو بکن چقد اون خوشبخته که تورو داره گفتم: -نه.. خوشبخت نیس عاشق کسی شدم که معشوقه دیگری دارد.. گفت: +نمیخوای باهاش حرف بزنم؟ شاید تورو گرف از کجا معلوم میخوای برات اونو بگیرم؟ گفتم: -نه محاله که منو بگیره.. اون زن داره و بعد هر دو سکوت کردیم.. اما اون نمیدونست که معشوقه من خود خود خودشه..️