پارت 2 روزی روزگاری یک جرم ../
شنل قرمزی وقتی یک جادوگر دید تعجب کرد و نترسید جادوگر به شنل قرمزی گفت میخوای کفش های قدیمیت رو به یه کفش نو تبدیل کنم شنل قرمزی عصبانی شد و گفت من به کفش نو نیاز ندارم جادوگر خندید و گفت با این کفش های پاره میخوای بری شهر گفت همه مسخرت میکنن شنل قرمزی تعجب کرد و گفت تو از کجا میدونی که من میخوام برم شهر جادوگر خندید و گفت من تورو زیر نظر دارم شنل قرمزی گفت من الان کفش ها مو تمیز میکنم️
شنل قرمزی وقتی یک جادوگر دید تعجب کرد و نترسید جادوگر به شنل قرمزی گفت میخوای کفش های قدیمیت رو به یه کفش نو تبدیل کنم شنل قرمزی عصبانی شد و گفت من به کفش نو نیاز ندارم جادوگر خندید و گفت با این کفش های پاره میخوای بری شهر گفت همه مسخرت میکنن شنل قرمزی تعجب کرد و گفت تو از کجا میدونی که من میخوام برم شهر جادوگر خندید و گفت من تورو زیر نظر دارم شنل قرمزی گفت من الان کفش ها مو تمیز میکنم️
1.7
فانتزی و تخیلی شیطنت داستان پریان جنایی فانتزی تاریک کفش های کهنه شنل قرمزی و جادوگر در نسخهی اصلی قرن هفدهمی شارل پرو، شنل قرمزی نماد...