روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت... زیر باران غزلۍ خواند، دلش تر شد و رفت... چه تفاوت کہ چه خورده است غم دل یا سم؟ آنقدر غرق جنون بود کہ پر پر شد و رفت!️
زمین میخوری بلند میشوی استخوان های شکسته ات را جامی اندازی با استینت اشک هایت را پاک میکنی و ادامه میدهی ما از ادم بودن هر روز همین رونین را داشته ایم🖤️
یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود سجده ای زد بر لب درگاه او پر ز لیلا شد دل پر اه او گفت یارب از چ خارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای️