بیهوده زیستن: شعری از شاملو درباره زمان و پوچی:
در روانشناسی زمان، وقتی زندگی فاقد معنا باشد، مغز ما حالت «زمانپریشی» یا آریتمی زمانی تجربه میکند: دقیقهها کش میآیند اما سالها به سرعت محو میشوند. جالب است که اختراع ساعتهای مکانیکی در قرن چهاردهم، مفهوم «اتلاف زمان» را وارد فرهنگ بشری کرد. پیش از آن، زمان دایرهای و طبیعی بود، نه خطی و قابل هدر دادن. آیا بیخوابی ساعتها راهی برای بازگشت به آن جهان بدون شمردن است؟
راهکار:
شاید بیخوابی ساعتها دعوتی باشد به زندگی در «اکنون» محض، جایی که زمان دیگر خطکش نیست، بلکه بوم نقاشی است. اگر شمارش نکنیم، هر لحظه را میتوان بینهایت زیست.