تحمل زخم بیدرمان و درماندگی روانی:
پژوهشهای مارتین سلیگمن نشان داد وقتی موجودی باور کند از رنجی گریزی نیست، حتی در صورت وجود راه فرار هم از آن استفاده نمیکند؛ این «درماندگی آموختهشده» دقیقاً همان بنبست ذهنیست که در بطن این مصرع نهفته. جالبتر آنکه مغز درد عاطفیِ چنین بنبستی را درست مانند درد فیزیکی در قشر سینگولیت قدامی پردازش میکند. آیا تداوم این تحملِ بیدرمان، قهرمانسازی از رنج نیست؟
راهکار:
آنچه «بیدرمان» میبینی، شاید فریاد مغزی باشد که در دام «فاجعهسازی» افتاده. علم عصبشناسی نشان میدهد باور به نبود راهحل، ترشح اندورفین مغز را سرکوب میکند و درد را تشدید میکند. اما نکتهٔ تکاندهنده: حتی تصورِ وجود درمان (پلاسیبو) میتواند مدارهای عصبی را دوباره سیمکشی کند. زخم تو واقعیست، اما شاید کلید درمانت در شکستن همین طلسم ذهنی باشد.