جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

بن بست ذهنی

3 پست
متن های بن بست ذهنی / بهترین متن بن بست ذهنی [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
از‌ی‌جایی‌ب‌بعد‌دیگه‌بعدی‌درکار‌نیست! ️
4.7
فلسفی تنهایی از یه جایی به بعد حس تمام شدن بن بست ذهنی دیگه بعدی در کار نیست
در روان‌شناسی به این حس «توهم پایان تاریخ» می‌گوین...

از یه جایی به بعد؛ چرا حس می‌کنیم دیگه بعدی نیست؟:

در روان‌شناسی به این حس «توهم پایان تاریخ» می‌گویند؛ مغز ما تصور می‌کند به نقطه ثبات رسیده، اما داده‌ها نشان می‌دهند ده سال بعد شخصیت، ارزش‌ها و حتی سلایق ما به اندازه ده سال گذشته تغییر می‌کند. «بعدی در کار نیست» بیشتر یک خطای ادراکی است تا واقعیت. آیا نقطه پایان توهمی است؟

راهکار:

جایی که «بعدی» تمام می‌شود، در واقع خط پایان نیست؛ مرز ورود به زمان حال است؛ همان نقطه‌ای که آینده از آن شروع می‌شود.

تَحَمُل‌می‌کُنَم‌بآ‌زَخم؛چون‌دَرمآن‌نمی‌بینم!🖤️
5.0
I endure with wounds, because I see no cure.🖤
غمگین روانشناسی درد بی درمان زخم روانی تحمل رنج بن بست ذهنی
پژوهش‌های مارتین سلیگمن نشان داد وقتی موجودی باور ...

تحمل زخم بی‌درمان و درماندگی روانی:

پژوهش‌های مارتین سلیگمن نشان داد وقتی موجودی باور کند از رنجی گریزی نیست، حتی در صورت وجود راه فرار هم از آن استفاده نمی‌کند؛ این «درماندگی آموخته‌شده» دقیقاً همان بن‌بست ذهنی‌ست که در بطن این مصرع نهفته. جالب‌تر آنکه مغز درد عاطفیِ چنین بن‌بستی را درست مانند درد فیزیکی در قشر سینگولیت قدامی پردازش می‌کند. آیا تداوم این تحملِ بی‌درمان، قهرمان‌سازی از رنج نیست؟

راهکار:

آنچه «بی‌درمان» می‌بینی، شاید فریاد مغزی باشد که در دام «فاجعه‌سازی» افتاده. علم عصب‌شناسی نشان می‌دهد باور به نبود راه‌حل، ترشح اندورفین مغز را سرکوب می‌کند و درد را تشدید می‌کند. اما نکتهٔ تکان‌دهنده: حتی تصورِ وجود درمان (پلاسیبو) می‌تواند مدارهای عصبی را دوباره سیم‌کشی کند. زخم تو واقعی‌ست، اما شاید کلید درمانت در شکستن همین طلسم ذهنی باشد.

نصب برنامه اندروید تاوبیو
شبی‌که‌نتونی‌صبحشو‌ببینی
صبحی‌که‌نتونی‌به‌شبش‌برسی
4.6
غمگین فلسفی بی خوابی شبانه بن بست ذهنی غم شبانه صبح بی انگیزه
در نوروفیزیولوژی خواب، پدیده «ناهم‌زمانی شبانه‌روز...

بی خوابی شبانه و صبح بی انگیزه؛ وقتی زمان می ایستد:

در نوروفیزیولوژی خواب، پدیده «ناهم‌زمانی شبانه‌روزی» دقیقاً همین است: ساعت داخلی بدن با چرخه نور هماهنگ نیست و فرد شب هوشیار و صبح دچار اینرسی خواب می‌شود. کمبود خواب عمیق، فعالیت آمیگدال را تا ۶۰٪ بالا می‌برد و قشر پیش‌پیشانی را مهار می‌کند؛ برای همین صبحِ پس از بی‌خوابی، مانند بن‌بستی بی‌پایان دیده می‌شود. جالب اینجاست که تا پیش از نور مصنوعی، انسان‌ها خواب دو بخشی داشتند و نیمه‌شب بیدار می‌ماندند. آیا این متن بی‌خوابی است یا استعاره از توقف در مرز دو وضعیت؟

راهکار:

این جمله مرز باریک بین شب و صبح را به دیواری ذهنی تبدیل کرده؛ گویی زمان از حرکت ایستاده است. در واقع مغز در حالت خستگی، آینده را تاریک‌تر از آنچه هست می‌بیند، پس این «نتوانستن» شاید بیشتر یک خطای ادراکی است تا یک واقعیت بیرونی.

مشابه ها