بی خوابی شبانه و صبح بی انگیزه؛ وقتی زمان می ایستد:
در نوروفیزیولوژی خواب، پدیده «ناهمزمانی شبانهروزی» دقیقاً همین است: ساعت داخلی بدن با چرخه نور هماهنگ نیست و فرد شب هوشیار و صبح دچار اینرسی خواب میشود. کمبود خواب عمیق، فعالیت آمیگدال را تا ۶۰٪ بالا میبرد و قشر پیشپیشانی را مهار میکند؛ برای همین صبحِ پس از بیخوابی، مانند بنبستی بیپایان دیده میشود. جالب اینجاست که تا پیش از نور مصنوعی، انسانها خواب دو بخشی داشتند و نیمهشب بیدار میماندند. آیا این متن بیخوابی است یا استعاره از توقف در مرز دو وضعیت؟
راهکار:
این جمله مرز باریک بین شب و صبح را به دیواری ذهنی تبدیل کرده؛ گویی زمان از حرکت ایستاده است. در واقع مغز در حالت خستگی، آینده را تاریکتر از آنچه هست میبیند، پس این «نتوانستن» شاید بیشتر یک خطای ادراکی است تا یک واقعیت بیرونی.