دیالوگ سریال بچهها الان باید بازی کنن، بعدا دیر میشه. بعد از رفتن به دانشگاه، سرکار و بعد از ازدواج دیر میشه؛ برای بازی کردن، بعدا دیره... توی زندگی پر از نگرانی پیدا کردن راه شادی خیلی سخته.
گاهی بی آغاز و بی هدف شروع به نوشتن میکنم به امید از اینکه چه شود را خودمم حتی نمیدانم نمیدانم هاییم به ازای هر روز از عمرم که اضاف میشود زیاد میشود این مرا کلافه میکند
گاهی شاید هم بیشتر ازگاهی با خود میگوییم کاش میدانستم کجایی تا بسویت پرواز کنم ولی یادم میاد بالی برای پرواز ندارم بعدش یادم میاد خبری از جایت ندارم