برای کسانی که اشکشان دم مشکشان است گریهنکردن سخت خواهد بودکسانی که انقدر احساسات پویایی دارند که در حال جوشو خروش است سخت است برای محافظت از خود نقاب بر چهره بزنند برای کسانی که نیاز به یک همدم دارند که درکشان کند سخت است عادت کردن به تنهایی به خاطر درک نشدن ها و غضاوت های مداوم برای کسی که دنیارا در قلبش اهلی کرده است سخت است عادت کردن به وحشی بودن دنیااما اگر کسی عادت کند دیگر انتضار نداشته باشید خود قبلی اش شو️
یه وقتایی مشکل از خودت بوده. همه جوره پای یه عده موندی، همیشه با همه چیز ساختی، بی چشم داشت خوبی کردی، همه جوره بخشیدی، همه جوره جنگیدی، همه جوره برگشتی، در صورتی که باید میرفتی و پشتتم نگاه نمیکردی️
در مرداب آشوبم عزیزکم؛ نیلوفرم هر دم شکایت می کند دریغا ز تابشی کم سو از نور دلت و آرزویم سقوطی بود از آبشار زلف تو نه پرتاب شدن از تُنگت باریکه ای خواهم زد از همین مرداب به سرت به آنجا خواهم آمد تا قلابی بیفکنی باشد که این شکار به آرامش برسد.
سرای یار کجاست آن شهر که نگارش دل زما می برد سوختم زفراقش چون دل جان به هرسرا می برد حُسن و جمالش دل و جان را به تاراج می برد از جان در آن خیالش چون دل به تماشا می برد عارف..ص🌹🌹💚🌹🌹️
از پنجره به پیاده رو که مملو از جمعیت بود نگاه کرد و گفت: میبینی، لباسهایی هستند که راه میروند، دروغ میگویند، عاشق میشوند، میمیرند؛ کمتر لباسی آن بیرون است که درونش انسان وجود داشته باشد، به راستی که این دنیا یک رختکن بزرگ است...