دلتنگی مبهم: گریه برای جایی که نه عشق نه نفرت:
در روانشناسی، این حالت «دلبستگی مبهم» نامیده میشود. مغز شما هنوز مسیرهای عصبی قدیمی را حفظ کرده، حتی وقتی آگاهانه میگویید تمام شده. گریه کردن در این شرایط، آزادسازی هورمونهای استرس از طریق اشک است که جسم را آرام میکند. از دیدگاه علوم اعصاب، اشکهای عاطفی حاوی کورتیزول و لوسین-انکفالین (ضد درد طبیعی) هستند. یعنی گریه بر سر چیزی که نه دوستش دارید نه از آن متنفرید، یک پاکسازی بیوشیمیایی برای مغز است. سوال: این گریه برای از دست دادن آن چیز است، یا برای بخشی از خودتان که با آن گره خورده بود؟
راهکار:
این پارادوکس ظریف را شاید بتوان از زاویهای دیگر دید: گریه بر سر چیزی که نه دوستش داری نه از آن متنفری، میتواند آخرین گام رهایی باشد. ذهن تو دیگر آن را تغذیه نمیکند، اما جسم هنوز رد آن را حمل میکند. این اشکها بیشتر شبیه مراسم ختم یک پیوند خنثیشدهاند تا نشانهی وابستگی. به این فکر کن: شاید این اشکها برای خداحافظی با نسخهای از خودت است که زمانی آنجا ساکن بود.