در مرداب آشوبم عزیزکم؛
نیلوفرم هر دم شکایت می کند
دریغا ز تابشی کم سو از نور دلت
و آرزویم سقوطی بود
از آبشار زلف تو
نه پرتاب شدن از تُنگت
باریکه ای خواهم زد
از همین مرداب به سرت
به آنجا خواهم آمد
تا قلابی بیفکنی
باشد که این شکار به آرامش برسد.
Azizakam-
️
نیلوفرم هر دم شکایت می کند
دریغا ز تابشی کم سو از نور دلت
و آرزویم سقوطی بود
از آبشار زلف تو
نه پرتاب شدن از تُنگت
باریکه ای خواهم زد
از همین مرداب به سرت
به آنجا خواهم آمد
تا قلابی بیفکنی
باشد که این شکار به آرامش برسد.
Azizakam-
️
3.5
عاشقانه غمگین شعر عاشقانه غمگین آبشار زلف مرداب آشوب نیلوفر شکایت ...