مدتیست میان واژهها تبعید شدهام . دیگر نمیتوانم بر زبان بیاورم چیزی را که بوی صداقت دهد ! . کلمات ، بیمارند ، لکهدار از دروغ ، از مصلحت ، از نمایش . . آدمها با دست هایشان ، با دل های آلودهشان ، معنا را از کلمه ربودهاند :) . من ماندهام و سکوت ؛ پناهی بیتزویر ، بینقاب ، راستتر از هر گفتاری . . . در این خاموشی چیزی شبیه حقیقت نفس میکشد ، چیزی که دیگر در صداها مرده است . . ! . - آویسا ✍🏻️
دلم خوابی میخواهد از اینجا تا خدا . دلم ارامشی می خواهد : از جنس قبر دلم سکوتی می خواهد : بی صدا دلم درمانی می خواهد : از جنس ابدی دلم فریادی می خواهد : بی اشک دلم پاییزی می خواهد : بی بهار اری من دلم همه این ها را می خواهد ..... :)