اُفتاد دِرَخت و نگاهی به تَبَر کَرد ، بر روی تَبَر نه بَلکه روی آن شاخه نَظَر کَرد، دیدَش که همان شاخه نورَسته ، هَمدَستِ تَبَر گَشته و از ریشه سَفَر کرد گفتَش :( خنده ات از چیست عَزیزم؟ این زَخم که میسوزَد ز تَبَر نیست ، از خونیست که نَهالَم به جِگَر کَرد....) گفت :( ای سَبز درَختان باید ز عَزیزان هم احساس خَطَر کَرد.....🤌🏻🖤)️
کی گفته ادم اگر به اون چه میخواد نرسه هیچ نرسیدنی دیگه براش تلخ نمیشه؟ اتفاقا خیلی ام تلخه و دردش از اولیه بیشتره چون مدام خاطره اولیه رو یادآوری میکنه و با رد زخمت کاری میکنه که دوباره مث روز اول تازه شه... کاری میکنه دوباره از اول شروع کنی به خونریزی.️
من خیلی جاها نیاز داشتم یکی بگه کمک نمیخوای؟ هیچکس نبود، خودم درستش کردم. خیلی جاها نیاز داشتم یکی بگه میخوای حرف بزنیم؟ هیچکس نبود گریه شد حرفام. خیلی جاها نیاز داشتم یکی بگه بریم یه چرخی بزنیم؟ هیچکس نبود، با خودم چرخیدم. خیلی جاها نیاز داشتم یکی واقعی بگه دوستت دارم. هیچکس نبود، بیذوق سَر کردم. خیلی جاها نیاز داشتم یکی بگه این پولو بذار جیبت، تا انقدر سخت نگذره بهت. هیچکس نبود، سگدو زدم. خیلی نیاز داشتم یکی بگ️