دلتنگی یه زخمِ پنهانه، یه سرطانِ بینشونه؛ آدمای دلتنگ شبیه بقیهی آدمان؛ راه میرن، میخندن، لذت میبرن و تو هیچوقت از ظاهر آرومشون نمیتونی بفهمی پشت این رد پاها و ته این خندهی بلند چه ایکاشِ بزرگی جا مونده...:)
یکی از سوالای اساسی که همیشه توی ذهنم تکرار میشه همین بحث دل به دل راه داشتنه, یعنی واسم جالبه آیا همینطور که من از صبح به فکر کسی باشم تا شب اونم درحال فکر به منه؟ بقول اون افسانه ژاپنی که میگفت وقتی نمیتونید دست از فکر کردن به کسی بردارید اونم درحال فکر به شماست.نمیدونم اما اگه اینطور نباشه و فکر ما مشغول به خیال کسی باشه که کاملا از ما فارغ شده خیلی دنیای بی انصافیه و گمونم همینطورم هست...️
گاهی وقتام هست دلمون میگیره،از همه چیزو همه کس و تنها چیزی که اون لحظه میخوایم اینه که بشینیم گوشه اتاقو موزیکه مورد علاقمونو گوش کنیم و بریم تو فکر! توفکر اینکه چیشد که اینطور شد؟اصن چطور ممکنه،منکه کم نزاشتم،منکه نمیخواستم تهش این اتفاق بیفته،پس چرا شدش؟...