مثلا زنگ بزنن به زندگیم بگن؛جنازه ی عشقت کنار خیابونه:)🖤 مثلا بگن؛ وقتی پیدا کردیم این نامه تو دستش بود:)🖤 مثلا مامانم داد بزنه؛ بکشید کنار این خودشه به خواب زده:)🖤 مثلا وقتی خاکم میکنن مامانم جنازمو سفت بغل میگیره:)🖤 مثلا خواهرم با خودش بگه؛ آبجیم میخواست عروس بشه:)🖤 مثلا مامان بزرگم بگه؛ پیر نشد بچم:)🖤 مثلا جای خرما شیرینی بخش کنن:)🖤 مثلا مامانم نزاره کسی گریه کنه؛ بگه هیس دخترم بیدار میشه ها:)🖤️
یه روز یه قاصدک تو هوا میزد پرسه ؛ ناراحت و گریون ، فَراری از لحظه ؛ دیوونه شده بود ، میگفت هرجا میرم نحسه ؛ میگفت این آدما دیگه بد ....ان دیگه بسه ؛ میگفت چند روز پیشا دو نفر عاشقانه ؛ یه جوری که میگفتن میخوان همو صادقانه ؛ از اونا که بود عشقشون خالصانه ؛ از اونا که دختره میگفت پسره پادشامه ! ولی انگاری همش دروغ بود پسره که موندن بلد نبود.. اون لایق عشق نبود...🚶🏼♀💔️
ببین مشکل اینجاست که واقع بین شدیم. تو این روزهای بد، دیگه به خودمون نمیگیم صبر کن درست میشه و بهتر میشه، میگیم از این بدتر رو هم داشتی و گذروندی، هیچیت نمیشه.️
حلالم کن اگر روزی گرفتار دلت بودم نفهمیدم که خوش بودی و تنها مشکلت بودم ... روي قــبـــرم بنويـسيــد وفــــادار برفـــت آن جگر سوخته ی خسته از اين دار برفــــت️
آن همه شعری ك میخواندم برایت هیچ بود؟ ذوقهایت ،خندههایت، بغضهایت هیچ بود؟ عهد بستی گفته بودی تا نهایت با منی . . قول هایی را ك دادی در نهایت هیچ بود؟ گفت چیزی بینِ ما اصلا نبود از ابتدا! آن جوانی را ك من دادم به پایت هیچبود؟ یاد دارمگفته بودی من خدایت گشتهام ، ساده بودم من ندانستم خدایت هیچ بود ، ردِ خنجرهایِ بر پشتم نشانی از تو داشت آه خیلی دیر فهمیدم وفایت هیچ بود:)!️