#بوسه -خونین پارت 1 توی آینه به خودم نگاه میکنم ،دختر شاد و سرزنده ای که تبدیل شده بود به یک افسرده ی منزوی ،آه عمیقی از ته دل میکشم و زن بابا مو برای بار .... نمیدونم بار چندم لعنت میکنم ،عف..ریته ،لباس عروسی پوشیده بودم که برام حکم کفن داشت و آرایشی که خیلی زیبا بود ولی واسه من نه ،منی که قرار بود با مردی که جای پدرم بود ازدواج کنم اشکام شروع به ریختن میکنه ،با صدای در به خودم میام .️
ما مرده به دنیا میآییم. مدتهاست که دیگر نسلهای ما از پشت پدران و از رحم مادرانی زنده به دنیا نیامدهاند…دانستن این معنا حتی برایمان دلچسب است، لذت میبریم که چنین هستیم؛ ما ساختگی و تصنعی هستیم و دائما نیز بر این تصنعیبودن افزوده میشود. مدتهاست که به آن خو کردهایم. به گمانم به زودی بر آن خواهیم شد تا ترتیبی بدهیم که به صورت اندیشه محض متولد شویم.