احتیاج دارم که مدتی دور باشم. از اتاقم از کتابام از گوشیم از تختم از شهرم و نهایتا از خودم و دنیای خودم.. احتیاج دارم که مدتی به آغوشی پناه ببرم. به آغوش خاطراتم به آغوش گذشته به آغوش ساحل به آغوش اشکها و لبخندهایی که یک روزی حالم رو بدتر و بهتر کردن، به آغوش طبیعت، و درنهایت به آغوش هر چیزی که تونسته خوشحالم کنه.. دوست دارم که مدتی جدا باشم. از جنجال از نفرت از دروغ از خشم و از حال بد..❤️🩹️
بغضی دارم و داشته ام که ن میتوانم آن را بخورم ن میتوآنم بیرون ریزم خدا بخیر کند امشب را طعم تلخ رفتنت از یک طرف طعم تنهاییم از طرف دیگر خدا بخیر کند امشب را مرا فکر و نام و یاد و خاطرات مرا بدبختی و دود سیگار خدا بخیر کند امشب را️