بر صلیبم،
میخکوب!
خون چکد از پیکرم، محکوم باورهای خویش.
بودهام دیروز هم آگاه، از فردای خویش.
جای من، تا ساعتی دیگر، ازین دنیا جداست،
جای من دور از تباهیهای دنیای شماست؛️
میخکوب!
خون چکد از پیکرم، محکوم باورهای خویش.
بودهام دیروز هم آگاه، از فردای خویش.
جای من، تا ساعتی دیگر، ازین دنیا جداست،
جای من دور از تباهیهای دنیای شماست؛️
1.0
غمگین فلسفی رنج درونی آگاهی از آینده احساس محکومیت جدایی از دنیا ...