قصه ها هست ولی
طاقتِ ابرازَم نیست...
• هوشنگ ابتهاج e²
️
پاییز شد. »
-نوروزی️
هیولای درون منو تست نکن🚷🔪☠ ✍
️از آن روزی که آرام از کنارم رد شدی رفتی
پذیرفتم برای خواب دیدن خواب لازم نیست
ما حبس در ایامِ
گره خورده به دردیم !
انگار کسی نیست بفهمد غمِ مارا...!
👤 e²
️شده آیا که شبی با غم او خواب شوی؟
دائما غصه خوری در دل خو آب شوی؟
دلم تنگته ولی لیاقت نداری 🚸️
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را..️
تجربہ هامون بیشتر ع سنمونہ ! :|
️ولی یکی دیگه رو بغل نکن🥹🖤🌑️
چشام با نگاش گشوده شد❤️🖤️
گاهـے یه جور میشکننت که وقتے تیکه هاتو
به هم میچسبونے یه آدم دیگه میشے
مرا رازیست اندر دل به خون دیده پرورده
ولیکن با که گویم راز چون محرم نمی بینم
قناعت می کنم
با درد چون درمان نمی یابم
تحمل می کنم با زخم ،
چون مرحم نمی بینم 🍃🖤
️
دیدی گفتم یه روز می ری!؟
دیدی گفتم دوسم نداری!؟ دیدی تنهام گذاشتی!؟
دیدی حق با من بود!؟🙂
با موهای طلایی
دنبالت میگردم
تو شب های مهتابی.
ملکه زیبایی
پریای شهر خیالی
می دونم بت نمی رسم
تو فقط یه رویایی❤️️
هنوزم پستها رو سیو میکنی که آشتی کردین براش بفرستی؟🖤️
(بغض بلبل آنقدر زیاد است که باعث مرگ میشود)️
تا میباری نعمتی چون بنشینی به لعنتشان دچاری
#هوشنگ_ابتهاج️
امروز به هیچ وجه روز دختر نیست️
همین ک ت اینقدر عقلت گل گرفته ک از مردن دختر بچه ایی ک هنوز هیچی نمفهمه خوشحالی. واقعن جای تاسف داره ️
ای فلک گر من نمیزادی اجاقت کور بود ؟ من که خود راضی به خلقت نبودم زور بود . من که باشم یا نباشم کار دنیا لنگ نیست . من بمانم یا بمیرم هیچ کس دلتنگ نیست:)
️