"مکث"
خبر کوتاه و هولناک بود: "حمید خودکشی کرد!"
میدانستم آفت افسردگی روزی رضا را ساقط میکند اما حمید چرا؟ او که همیشه برعکس رضا، شاداب و خندان بود؛ تا اینکه فهمیدم روزی هر دو باهم به برج "مکث" رفتهاند تا به بقیهی دوستانشان ثابت کنند آن برج، نحس و نفرین شده نیست!
حمید و رضا که به بالای برج رسیدند چشمشان به لبهی دیوار افتاد.
آنجا که کسی با عجله نوشته بود:
"چند لحظه خودتو گول نزن!
𝘕𝘺𝘤𝘵𝘰𝘱𝘩𝘪𝘭️