دلتنگی برای عزیزی که نیست؛ نگاهی به شعر غفور ابراهیمی:
در پدیدهٔ «اندامِ شبح»، مغز همچنان دستِ قطعشده را حس میکند و درد میگیرد. در فقدان عزیز هم همین اتفاق میافتد: نورونهای آینهایِ مغز، تصویرِ آغوشِ ممکن را بازسازی میکنند و همانجا دردِ نبودن را میسازند. نوشتن، این دردِ شبکههای عصبی را به مسیرِ بازنماییِ زبانی منتقل میکند؛ به همین دلیل است که این متن، خودش یک آغوشِ جایگزین است.
راهکار:
بازنویسی این حس از زاویهٔ «نامهای که هرگز فرستاده نشد» میتواند آن را از غمِ صرف به امیدِ گفتن تبدیل کند؛ گویی نوشتن، خودِ آغوشِ ممکن است.