نخستین بار خود آمد به سویم که شوقی در دل و شوری به سر داشت سپردم دل به دست او چو دیدم که غیر از دلبری چندین هنر داشت مرا گوید مخوان شعر غم انگیز، که حسرت عقده گردد در گلویم! خدا را، با که گویم کاین ستمگر، غمم را هم نمی خواهد بگویم!️
غارت دل گویم که زلفت ازدل مراغارت جان کرد گفتی به اشاره عشقت دورم ز جهان کرد اندر طلب زلفت چون دل جان می رفت گفتم مهرت بجان قلب عارف را نشان کرد عارف.خ.ق.ص🌹د💚ی🌹ج+️