عشق مال قصههاست، ما توی کتابها زندگی میکنیم:
مفهوم عشق رمانتیک تا قرن دوازدهم میلادی در اروپا وجود نداشت؛ تروبادورهای فرانسه با اشعارشان عشق را به قصه تبدیل کردند و پیش از آن ازدواج بیشتر یک قرارداد اقتصادی بود. پس استدلال «یکی» نه بیراهه، بلکه ریشه تاریخی دارد: عشق از همان آغاز با روایت ساخته شد. سؤال این است: اگر قصهها عشق را ساختهاند، چرا نباید در همان قصهها زندگی کرد؟
راهکار:
این جمله را میشود از زاویهای دیگر دید: قصهها مال عشقاند، نه عشق مال قصهها. کتابها فقط ظرفاند و عشق است که به آنها جان میدهد. اگر این دیالوگ ادامه پیدا کند، میشود دو شخصیت را تصور کرد که در حال بازنویسی کتابی هستند که خودشان در آن زندگی میکنند.