دنیای دیگر؛ جایی که گمشدهها پیدا میشوند:
در تفسیر جهانهای موازی، هر انتخابی که نکردهای در جهان دیگری رخ داده است؛ یعنی همان گمشدهی تو در یک شاخه از موج کوانتومی هست و آنجا پیداست. این فقط یک استعاره نیست؛ فیزیک کوانتوم میگوید تعداد جهانهای ممکن از اتمهای کل جهان هستی بیشتر است. پس شاید جملهات نه یک آرزو، که گزارشی از یک واقعیت موازی باشد. کدام نسخه از تو هنوز به دنبالش است؟
راهکار:
یک بازتعریف ممکن: گمشده در دنیای دیگر نیست، در نسخهی دیگری از خودِ تو هنوز حضور دارد. این تغییر زاویه، امید را از آرزوی دور به واقعیتی قابل زیست در همین جهان تبدیل میکند.