شما خیلی گُلی ولی باغمچمون دیگه جا نداره...️ 3.0 عاشقانه غمگین گل بودن کسی ناتوانی در پذیرش عشق رد کردن عشق تمام شدن ظرفیت عاطفی ... گل بودن تو و باغ بیظرفیت من:
'مرا آتش زد و از من دوری کرد، که نسوزد...️ 1.0 عاشقانه غمگین آسیب عاطفی از معشوق دوری بعد از آزار درد خیانت در رابطه شکست عشقی سوزان ... درد دوری بعد از خیانت و آزار عاطفی:
من فقط میترسیدم از اون بالایی نه از رنگ خون یا جسم بُرنده.️ - غمگین روانشناسی ترس از ارتفاع وحشت از بلندی ترس از بالایی ترس غیرمعمول ... ترس از بالایی نه از خون و جسم برنده:
همسایمون کاسب بودجای عاطفه و عسل.️ - غمگین عاشقانه فقدان محبت همسایه کاسب جای خالی عاطفه روابط سرد همسایگی ... همسایه کاسب و جای خالی عاطفه:
دوست دارم کتاب هایم را لااقل آنها بیشتر از آدم ها کنارم هستند.️ 1.0 غمگین تنهایی آدمهای غیرقابل اعتماد دوستی با کتاب وفاداری کتاب تنهایی و کتاب ... کتابها همدمهای وفادار من هستند:
مینشینم خاطراتت را مرتب میکنم ، در مرور اولین دیدار ویرانم هنوز .️ 1.0 عاشقانه غمگین احساس ویرانی بعد از جدایی اولین دیدار عشقی خاطرات عاشقانه قدیمی مرور خاطرات گذشته ... مرور خاطرات اولین دیدار و ویرانی درون: