شاعر نبودم، شعر میگفتم بخوانی تو شاعر شدم اما نخواندی تو، بی هنر بودم در کوچه هرجا شعری میدیدی به دیواری اسمت کنارش بود من صاحب اثر بودم با ذوق شعرم را برایت میفرستادم... با شعر من دل بردی از او، وای خر بودم...️
صدای رعد و برق می آید... ⚡🌧 باران میبارد و بوی باران و نم خاک پیچیده در خانه در بالکن نشسته ام، قهوه ام را سر میکشم سرد است حیف نیستی بغلت کنم حیف تو نیستی قهوه تلخ است حیف نیستی قدم بزنیم در خیابان های باران زده هوا دونفره است و من تو را کم دارم... ️