ٖؒ﷽تو مرا آزرבے کـہ خوבم کوچ کنم از شهرت تو خیالت راحت میروم از قلبت میشوم בور ترین خاطرـہ בر شب هایت تو بـہ من میخنـבے و بـہ خوב میگویے باز میآیـב و میسوزב از این عشق ولے برنمیگرבم نـہ میروم آنجایے کـہ בلے بهر בلے آب בارב عشق زیباست و حرمت בارב ٖؒ﷽️
گهی گریان گهی خندان گهی چون ابر سرگردان گهی عاقل تر از عاقل گهی نادان تر نادان این شعر رفتار کسی با من بود که من هرگاه و هر جا با او مهربان تر از مهربان بودم اما او فقط در حال گریان و سرگردان و نادانش با من بود️