جوانی در ایران؛ حکایت یخفروشی که فروش نرفت و تمام شد:
در روانشناسی، حسرت فرصت ازدسترفته وقتی شدیدتر میشود که موقعیتها نه با انتخاب خود فرد، بلکه با محدودیت بیرونی بسته شوند؛ مغز این را بهصورت «داستان ناتمام» ثبت میکند و مدام به آن رجوع میکند. این همان پارادوکس یخفروش است: کالا فروخته نشد، اما تمام شد؛ یعنی زمان، برخلاف یخ، برای ذوب شدن منتظر مشتری نمیماند.
راهکار:
این حکایت را میشود از زاویهی ترمودینامیک هم دید: یخ برای ذوب شدن به مشتری نیاز ندارد؛ جوانی هم نه. همین پایان، طنز تلخش را به آینهای برای انتخابهای بعدی تبدیل میکند.