بدترین حس؟
اونجایی ک میدونی قراره دلت براش تنگ بشه ولی مجبوری بری...️
4.2
غمگین تنهایی دلتنگی قبل از رفتن دلتنگی برای عزیز احساس دلتنگی برای کسی رفتن اجباری از عشق مغز تفاوت چندانی بین جدایی واقعی و تصورش نمیگذارد...
دلتنگی قبل از رفتن؛ دردی که زودتر شروع میشود:
مغز تفاوت چندانی بین جدایی واقعی و تصورش نمیگذارد؛ به همین دلیل قبل از رفتن، کورتیزول بالا میرود و جسم سنگین میشود. این پدیده شبیه «درد خیالی» در اندام قطعشده است: نقشهی عاطفی هنوز آن آدم را حاضر میبیند.
راهکار:
این حس را میشود یک پیشبینی عاطفی دانست؛ یعنی مغز برای کمکردن شوک جدایی، از حالا سوگ را کلید میزند. شاید به همین دلیل است که لحظهی رفتن گاهی از خودِ دوری سنگینتر میشود.
آدما بهت یاد میدن
هیچی بهتر از تنهایی نیست🖤️
4.8
تنهایی غمگین درس گرفتن از آدمها آدمهای بی اعتماد چرا تنهایی بهتر است تنهایی بعد از ناامیدی مطالعات تصویربرداری مغز نشان میدهد تنهاییِ انتخاب...
چرا آدمها یادت میدهند هیچی بهتر از تنهایی نیست؟:
مطالعات تصویربرداری مغز نشان میدهد تنهاییِ انتخابی باعث فعالشدن شبکه حالت پیشفرض و افزایش خلاقیت میشود، اما تنهاییِ تحمیلی دقیقاً همان نواحی مرتبط با درد جسمی را روشن میکند. در فلسفه شرقی، خلوت با خود مسیر خودشناسی است؛ در روانشناسی مدرن غربی، انزوا یک عامل خطر. تفاوت در «انتخاب» است؛ نه در تعداد آدمهای اطراف. آیا تجربه تو از این تنهایی، انتخاب بوده یا زخم؟
راهکار:
این جمله در حقیقت یک «آزادی» را زیر یک «زخم» پنهان کرده: وقتی آدمها یادت میدهند به خودت تکیه کنی، تنهایی از یک خلأ به یک انتخاب تبدیل میشود. شاید «بهتر از تنهایی» یعنی «تنها با خودت».
خُدایا بِه اُمیدِ خودِت نَه بَندِه هایِ بیخُودِت...🕊️🖤️
4.5
غمگین مذهبی اعتماد به خدا دعای رهایی دعا در ناامیدی شکایت از بندگان در روانشناسی، این حالت «انتقال وابستگی» نامیده می...
دعایی برای رهایی از وابستگی به مردم:
در روانشناسی، این حالت «انتقال وابستگی» نامیده میشود؛ جایی که فرد پس از سرخوردگی از روابط انسانی، تمام توقع خود را به یک مفهوم انتزاعی والاتر منتقل میکند. این میتواند هم مکانیسم دفاعی باشد و هم سرآغاز یک سفر درونی مستقل. آیا این انتقال، واقعاً ما را آزاد میکند یا فقط زندانبان را عوض میکند؟
راهکار:
این متن را میتوان از زاویهای دیگر دید: گاهی این احساس که تنها به ذات الهی متکی هستیم، خودش نقطهای برای رهایی و قدرت درونی است. شاید نویسنده در آستانهی کشف یک استقلال معنوی عمیقتر قرار دارد.
بزرگترین باگ دوست داشتن یه نفر اینکه ، اگه اون بهت توجه نکنه، انگار کل دنیا ازت متنفرن:)️
4.3
غمگین روانشناسی دوست داشتن یکطرفه احساس تنهایی در عشق تاثیر عشق بر عزت نفس عدم توجه عاطفی این پدیده در روانشناسی «تعمیم افراطی» نام دارد، جا...
بزرگترین باگ عشق: وقتی توجه یک نفر، کل دنیا میشود:
این پدیده در روانشناسی «تعمیم افراطی» نام دارد، جایی که مغز یک تجربه منفی را به کل جهان تعمیم میدهد. جالب است که این مکانیسم بقا، برای اجتناب از خطرات مشابه تکامل یافته، اما در روابط عاطفی تبدیل به یک خطای شناختی دردسرساز میشود. آیا تا به حال متوجه شدهاید که این احساس چقدر واقعیت بیرونی را تحریف میکند؟
راهکار:
این احساس، یک سوگیری شناختی رایج به نام «ذهنخوانی» است؛ ما تمایل داریم بیتوجهی یک نفر را به معنای طرد شدن از سوی همه تعبیر کنیم، در حالی که این دو لزوماً مرتبط نیستند. تمرین کنید که این دو را از هم جدا کنید.
و شبی بی خبر همه را ترک خواهم کرد....️
4.4
غمگین فلسفی تنهایی در آخر عمر شعر در مورد مرگ حس بی خبری از دنیا ترک کردن همه در شب در روانشناسی، «تمایل به مرگ آرام» یا «Thanatos» فر...
ترکِ بیخبر در شب: وداعی فلسفی:
در روانشناسی، «تمایل به مرگ آرام» یا «Thanatos» فروید، نه صرفاً میل به نابودی، که غریزهای برای بازگشت به حالت بیخطر و بیهیجان اولیه است. این وداعِ شبانه، شبیه است به فرآیند «دلبستگی زدایی» که برخی عرفا پیش از مرگ تجربه میکنند. آیا این ترکِ کردن، شکست است یا پیروزی نهایی بر وابستگی؟
راهکار:
این حسِ وداعِ آرام و قطعی، یادآور مفهوم «مرگِ فلسفی» است؛ لحظهای که فرد از تعلقات و نقشهای اجتماعی میمیرد، پیش از مرگِ فیزیکی. شاید نوشتن از نگاهِ کسانی که «ترک» میشوند، این ایده را سهبعدی کند.
- تاسزندگیمااصنِشیشنداشت؛❤️🩹️
4.7
غمگین فلسفی تاس زندگی بدشانسی در زندگی شانس بد تاس زندگی شیش نداشت در احتمال، اگر تاس سالمی ۲۵ بار پرتاب شود، احتمال ...
تاس زندگی ما اصلاً شش نداشت؛ حکایت بدشانسی:
در احتمال، اگر تاس سالمی ۲۵ بار پرتاب شود، احتمال اینکه هیچ ششی نیاید فقط (۵/۶)^۲۵ ≈ ۱٪ است. یعنی در ۹۹٪ موارد، دستکم یک شش میآید. این «قانون تعداد» است: شانس با تکرار خودش را نشان میدهد. پس اگر تاس زندگی شش نیاورد، شاید هنوز به تعداد کافی پرتاب نشده است.
راهکار:
شاید تاس زندگی همیشه شش ندارد، اما آدمها گاهی با همان عددهای کم هم بازی را عوض میکنند. عدد شش فقط شانس است؛ چیدن مهرهها مهارت. میشود از همین تاس بیشش، یک بازی تازه ساخت.
خوشااسیرانخاک،نهفکریدارندونهخیالی🚶🏻♂️
4.6
فلسفی غمگین آرامش در مرگ اسارت در خاک تفکر و خیال زندگی بدون دردسر در فلسفهی رواقی، هدف نهایی 'آتاراکسیا' یا آرامش ذ...
اسیران خاک: آرامشی بیفکر و خیال:
در فلسفهی رواقی، هدف نهایی 'آتاراکسیا' یا آرامش ذهنی است، اما نه با نابودی فکر، بلکه با مهار آن. این جمله اما به آرامش مطلقِ بیهوشی خاک اشاره میکند—پارادوکسی که در آن رهایی از رنج، مساوی است با نابودی خودِ تجربهکننده. آیا این 'خوشی'، شکستی از زندگی است یا پیروزی نهایی بر آن؟
راهکار:
این متن یک نگاه فلسفی به مفهوم رهایی از رنجهای ذهنی دارد. میتوان آن را با این پرسش گسترش داد: 'آیا آرامش مطلق، مستلزم نابودی خودِ فکرکننده است؟' و بررسی دیدگاههای مختلف فلسفی و عرفانی در این باره.
خستهازاینزندان...!
"کهنامشزندگیست:)🖤🕊️
4.7
غمگین فلسفی خسته از زندگی زندان زندگی احساس پوچی جمله های غمگین زندگی در روانشناسی، «درماندگی آموختهشده» وقتی شکل میگ...
خسته از زندان زندگی؛ شعری تلخ از احساس پوچی:
در روانشناسی، «درماندگی آموختهشده» وقتی شکل میگیرد که درد با حس کنترلناپذیری جفت شود؛ مغز کمکم تلاش را بیفایده میبیند. ویکتور فرانکل در اردوگاه مرگ دید کسانی که حتی معنایی کوچک داشتند، تاب بیشتری آوردند. زندان همیشه دیوار نیست؛ گاهی نبود روایت و انتخاب است. کدام روزنه، قفس را قابل تحمل میکند؟
راهکار:
شاید این «زندان» نه خود زندگی، بلکه روایتی است که فعلاً همه چیز را زیر یک سقف تاریک میبیند. ذهن در قفس، دیوارها را بزرگتر و روزنهها را نامرئی میکند. اگر قاب را کمی عقب ببریم، زندگی میتواند همزمان زندان و کارگاه باشد: جایی که چند انتخاب کوچک، معنای تازه میسازند؛ نه با انکار درد، بلکه با پیدا کردن یک پنجره در همان دیوار.
من به تو حسادت کنم؟🤣
یکی از لباسای من می ارزه به سر تا پات
️
4.8
شاخ غمگین حقیقت
کـاش بَعضـی خـواب ها واقِعـی بـود
وَ بَعضـی واقِعـیت ها خـواب...️
4.8
If only some dreams were real, and some realities were dreams...
غمگین شعر حقیقت زندگی ادبی
هروقت به جای گریه
خندیدی
یعنی دردات مغزتون از کار انداخته:(️
4.7
غمگین روانشناسی خنده به جای گریه دردهای پنهان سلامت روان سرکوب احساسات از نظر عصبشناسی، خندیدن در مواجهه با درد میتواند...
خنده به جای گریه؛ نشانه تابآوری یا سرکوب؟:
از نظر عصبشناسی، خندیدن در مواجهه با درد میتواند واقعاً مسکن باشد. ترشح اندورفین در اثر خنده، آستانه تحمل درد را بالا میبرد. این یک مکانیسم تکاملی برای حفظ روحیه و همبستگی اجتماعی در بحران است. پس شاید این «خرابی» نیست، بلکه یک سیستم پشتیبان پیچیده است. آیا تا به حال خندهای داشتهاید که واقعاً دردتان را کم کند؟
راهکار:
این متن یک تصور رایج اما نادرست را مطرح میکند. خندیدن در موقعیتهای سخت لزوماً نشانه «خرابی مغز» نیست؛ بلکه میتواند یک مکانیسم دفاعی سالم (مثل والایش) یا نشانهای از تابآوری باشد. تفاوت در انگیزه و پیامد این رفتار است.
#یکی_نوشت...📝🥀
#یکی_خوند...👀🥀
#یکی_مرد...⚰🥀
#یکی_موند...🙂🥀
#من_مینویسم...🚶♀🥀
#تو_بخون...👐🥀
#من_میمیرم...⚰🥀
#تو_بمون...🙃️
4.7
غمگین فلسفی شعر غمگین درباره مرگ متن عاشقانه غمگین ماندن بعد از مرگ من مینویسم تو بخون در نظریه ادبی، «مرگ مؤلف» رولان بارت (۱۹۶۷) میگوی...
متن فلسفی مرگ و ماندن؛ من مینویسم تو بخون:
در نظریه ادبی، «مرگ مؤلف» رولان بارت (۱۹۶۷) میگوید معنای متن با خواننده زاده میشود، نه با نیت نویسنده؛ پس نویسنده میتواند بمیرد و متن بماند. این همان پارادوکس «من میمیرم، تو بمون» است: خواندن، نوعی زندهنگهداشتن نویسنده از راه تفسیر است. آیا هر خواننده، نویسنده را دوباره خلق میکند؟
راهکار:
این متن نوشتن را به وصیت و خواندن را به ماندن تبدیل میکند؛ اگر «تو» را نه یک شخص، بلکه هر خوانندهی آینده ببینی، مرگ نویسنده پایان متن نیست، آغاز هزار تفسیر است. هر بار که کسی میخواند، بخشی از نویسنده در ذهن او بازنویسی میشود.
به ویرانی کشاند مرا آنکه روزی پناهم بود .️
4.8
غمگین خیانت شکستن اعتماد به ویرانی کشاندن ضربه از عزیزترین خیانت از کسی که پناهت بود پارادوکس «پناهِ ویرانگر» در روانشناسی دلبستگی شنا...
ویرانی از پناه؛ خیانت و شکستن اعتماد:
پارادوکس «پناهِ ویرانگر» در روانشناسی دلبستگی شناخته شده است: مغز فردی را که پناه میداند، همزمان بهعنوان منبع امنیت و منبع درد ثبت میکند. پس ضربه از او نه یک خیانت ساده، که فروپاشی نقشهٔ امنیت است. شاید پناه مطلق، خودش اولین تله باشد.
راهکار:
این پارادوکس را جدی بگیر: هر پناه مطلقی، همزمان یک نقطهٔ شکست مطلق میسازد. ویرانی از همان جایی میآید که تنها تکیهگاه ساخته شده. پس این جمله فقط روایت خیانت نیست؛ روایت تمرکز بیشازحد امنیت در یک نفر است.
من دوست نداشتم ؟ من سرت افسردگی گرفتم ، سرت کم حرف شدم ، سرت بی ذوق و شوق شدم ، من سر تو دیگه من نشدم .️
3.9
غمگین عاشقانه وابستگی عاطفی از دست دادن خود در رابطه عشق و افسردگی افسردگی عشقی پدیدهٔ «آمیختگی هویت» در روابط عاشقانه نشان میدهد...
افسردگی عشقی و از دست دادن خود:
پدیدهٔ «آمیختگی هویت» در روابط عاشقانه نشان میدهد وقتی مرزهای «من» و «تو» محو شود، مغز شریک را تقریباً مثل خود پردازش میکند؛ اما تزلزل رابطه میتواند به «سردرگمی خودپنداره» و افت خلق منجر شود. آیا عشق باید هویت را گسترش دهد یا جای آن را بگیرد؟
راهکار:
این متن بیشتر از عاشقانه، دربارهٔ «ذوب شدن هویت» در رابطه است: وقتی فرد برای حفظ پیوند، خواستهها و احساسات خود را کنار میگذارد، به جای «ما»ی سالم، «من»ی فرسوده میسازد.
در قمار عشقت، حاضرم تمام هستی یم را
یکجا شرط ببندم 🥀😥️
4.6
غمگین عاشقانه قمار عشق عشق یک طرفه شرط بستن روی عشق عاشقانه غمگین مغز در موقعیت ریسک بالا مثل «همهچیز را یکجا شرط ...
قمار عشق؛ شرط بستن همه هستی:
مغز در موقعیت ریسک بالا مثل «همهچیز را یکجا شرط بستن»، دوپامین را نه فقط بهخاطر پاداش بلکه بهخاطر «احتمال» پاداش ترشح میکند؛ همین مکانیسم، قمار و عشق پرشور را در مسیر پاداش به هم نزدیک میکند.
راهکار:
در عشق، «همهچیز را یکجا شرط بستن» بیشتر شبیه قمار با سرمایهٔ وجود است تا عشقورزی؛ عشق پایدار معمولاً از شرطهای کوچک و روزانه ساخته میشود، نه یک شرط سنگین و برگشتناپذیر.
جوانیمان بوی پیری میدهد.....🕊️🖤️
️
4.8
غمگین فلسفی گذر جوانی احساس پیری حسرت جوانی گذر زمان پدیدهٔ «فشردهشدن زمان»: مغز رویدادهای تکراری را ک...
جوانی و احساس پیری؛ تأملی در گذر زمان:
پدیدهٔ «فشردهشدن زمان»: مغز رویدادهای تکراری را کمرمزنگاری میکند؛ از این رو سالهای پرتکرار در حافظه کوتاهتر و پیریمانند به نظر میرسند. در مقابل، تجربههای تازه دوپامین را فعال و زمان را کش میدهند. جوانی بیشتر از تقویم، تابع چگالی تجربههای تازه است. چه چیزی آخرین بار زمان را برایت کش داد؟
راهکار:
این جمله تضادِ حس و تقویم است: پیری نه سن، بلکه تکرار است. جوانی هم نه تاریخ تولد، بلکه ظرفیت غافلگیر شدن. جایی که هر روز شبیه دیروز شود، حتی جوانی هم بوی کهنگی میگیرد.
روز ها خاطره شدن ،اعتماد ها اشک ، آدم ها تجربه!️
4.5
غمگین فلسفی از بین رفتن اعتماد خاطره های تلخ درس گرفتن از آدم ها دلشکستگی جالب است که مغز هنگام یادآوری، خاطره را دوباره می...
خاطرهها، اشکها و تجربهها؛ وقتی اعتماد از بین میرود:
جالب است که مغز هنگام یادآوری، خاطره را دوباره مینویسد؛ یعنی «خاطرهشدنِ» روزها یک فرایند فعال عصبی است، نه آرشیو ساده. پژوهشها نشان میدهند اشکِ احساسی حاوی هورمونهای استرس است و گریستن واقعاً کورتیزول را از بدن کم میکند. همچنین تجربههای تلخ، مدارهای تصمیمگیری را تغییر میدهند تا در آینده هوشیارتر شویم؛ یعنی بدن دارد درسِ اعتماد را به شکل بیولوژیک ذخیره میکند. آیا میتوان به لطف همین بازنویسی، مفهوم خاطره را هم تغییر داد؟
راهکار:
این متن را میتوان از نگاه یک «بازماندهِ آگاه» خواند: هر اشک، یک سمزدایی احساسی و هر تجربه، یک نقشهی راه برای انتخابهای بعدی است. سؤال این نیست که چرا آدمها تغییر کردند؛ سؤال این است که این تجربهها چطور میتوانند قطبنمای شما شوند.
تهش میکنه بارون قبرمو تمیز:))) ️
4.1
غمگین طنز احساس پوچی شوخی با مرگ حرف دل در هوای بارانی طنز سیاه در باران در روانشناسی، این نوع طنز سیاه را 'طنز گالواز' می...
طنز سیاه: وقتی باران قبر را تمیز میکند:
در روانشناسی، این نوع طنز سیاه را 'طنز گالواز' مینامند؛ مکانیسمی دفاعی برای مواجهه با اضطراب مرگ و پوچی. تحقیقات نشان میدهد افرادی که از این طنز استفاده میکنند، اغلب هوش کلامی و تحمل ابهام بالاتری دارند. جامعهتان چقدر این سبک بیان را درک میکند؟
راهکار:
این حس تلخطنزآمیز میتواند سرآغاز یک اثر خلاقانه باشد. شاید نوشتن یک داستان کوتاه یا شعر از زبان کسی که قبرش زیر باران تمیز میشود، بتواند این احساس را به شیوهای رهاییبخش تبدیل کند.
تنها چیزی که میتونه ی انسان رو ساعت « ۶ »از خوابش بلند کنه
هیچ چیزی نیست جز مدرســـــــــــــــــــــــــه💔🗿️
4.6
غمگین طنز طنز مدرسه دشواری بیدار شدن حس نوستالژی مدرسه سحرخیزی برای مدرسه از نظر علمی، ساعت بیولوژیک بدن نوجوانان به طور طبی...
تنها محرک بیداری در ساعت ۶: نوستالژی مدرسه:
از نظر علمی، ساعت بیولوژیک بدن نوجوانان به طور طبیعی دیرتر تنظیم میشود، که بیدار شدن زود برای مدرسه را با «جت لگ اجتماعی» دائمی مواجه میکند. این تناقض بین ریتم طبیعی بدن و الزامات اجتماعی یکی از عوامل اصلی خستگی در این سن است. آیا سیستم آموزشی باید با این واقعیت بیولوژیک تطبیق پیدا کند؟
راهکار:
برای راحتتر بیدار شدن، سعی کن شبها زودتر بخوابی و گوشی رو از خودت دور کنی. حتی میتونی یک مسابقه سحرخیزی با دوستات توی «تاو» راه بندازی!
درد دل با کس نگفتم درد من گفتن نداشت
خنده بر لب میزدم هر چند که خندیدن نداشت. ️
4.9
غمگین شعر تنهایی درد دل تنهایی لبخند مصنوعی خنده بدون شادی آیا میدانستید مغز انسان برای سرکوب یک احساس منفی،...
درد دلی که گفتن ندارد؛ خندهای بیشادی:
آیا میدانستید مغز انسان برای سرکوب یک احساس منفی، به اندازه حل یک مسأله ریاضی پیچیده انرژی مصرف میکند؟ تحقیقات دانشگاه هاروارد نشان داده که «نقاب زدن» مداوم (emotional labor) کورتیزول را تا ۳۰٪ افزایش میدهد و توانایی همدلی را کاهش میدهد. این بیت، دقیقاً همان «خستگی عاطفی»ای را روایت میکند که جامعه مدرن به آن «برناوت پنهان» میگوید. سؤال اینجاست: اگر حتی خندهات «نداشت»، چرا به زور لبخند میزدی؟
راهکار:
این مصرعها تصویر دردناکی از «نقاب خوشحالی» را نشان میدهند. تحقیقات روانشناسی میگوید سرکوب مداوم احساسات واقعی، سیستم ایمنی را تضعیف میکند و خطر افسردگی را بالا میبرد. شاید جایی برای گفتن «درد» لازم است، حتی با یک غریبه در فضای امن.
{درد دل با کس نگفتم ،درد من گفتن نداشت ،خنده بر لب میزدم ، هرچند خندیدن نداشت }.️
4.4
غمگین حقیقت
تنهاییفقطاونجاییکهنمیدونیحرفدلتوبهکیبگی🚬🚶🏻♀️️
4.8
تنهایی غمگین تنهایی و بیکسی حرف دل به کی بگم درد دل احساس تنهایی تنهایی مزمن فقط حس نیست؛ مغز آن را مثل درد فیزیکی ...
تنهایی و بیکسی؛ حرف دل را به کی بگوییم؟:
تنهایی مزمن فقط حس نیست؛ مغز آن را مثل درد فیزیکی پردازش میکند و همان شبکههای عصبیِ سوختگی را فعال میکند. پژوهشها نشان میدهند نبودِ یک شنونده امن، کورتیزول را بالا میبرد و حافظهٔ کاری را ضعیف میکند. جالبتر اینکه صرفِ نوشتنِ روزانه ۱۵ دقیقه، بار هیجانی را کم میکند.
راهکار:
بازقاببندی: تنهایی فقط نبودن آدمها نیست؛ فاصلهست بین صدای درون و گوشِ شنوا. نوشتن سه خط بیسانسور میتواند همان گوش را از بیرون به درون منتقل کند و بعد، ارسال همان متن به یک دوست یا انجمن امن، تماس کوچکی میسازد که مدار درد اجتماعی را میشکند.
تنهایی رو انتخاب کرد کسی که از تنهایی میترسید🫠️
4.8
غمگین تنهایی ترس از تنهایی انتخاب تنهایی تنهایی خودخواسته پارادوکس تنهایی مغز طرد اجتماعی را شبیه درد فیزیکی پردازش میکند؛ ...
ترس از تنهایی؛ انتخاب تنهایی خودخواسته:
مغز طرد اجتماعی را شبیه درد فیزیکی پردازش میکند؛ پس بعضیها برای فرار از دردِ احتمالی، تنهایی را انتخاب میکنند. روانشناسی به آن «تنهایی پیشگیرانه» میگوید: عقبنشینی قبل از رهاشدن، تا کنترل حفظ شود. آیا تنهایی تو پناه است یا زندان؟
راهکار:
تنهایی اینجا لزوماً انتخاب نیست؛ گاهی مغز برای پیشگیری از طرد، از قبل فاصله میگیرد. ترس از تنهایی میتواند به «تنهایی پیشگیرانه» تبدیل شود: زخم را قبل از خوردن، خودت میزنی تا کنترل را حفظ کنی. اگر این جمله را در خودت میبینی، ببین کدام رابطه یا فضا باعث شده فاصله گرفتن امنتر از ماندن باشد.
جوری دل آدمو میشکنید که آدم
جز سکوت ، هیچ کاری نمیتونه کنه :) 💔️
4.9
غمگین تنهایی شکستن دل دلشکسته بی پناهی عاطفی سکوت بعد از دلشکستگی ...
چرا انقدر نگرانی که بقیه یه وقت ناراحت نشن؟ مگه وقتی تو ناراحت شدی کسی براش مهم بود؟!
️
4.4
غمگین تنهایی سکوت خسته زندگی
کـــــاش زِنـــدِگـــــے هَـــم
حـــالَـــتِ پَـــرواز داشـــت🙂
4.3
غمگین عشق یک طرفه
زن شعر است یکۍ با ذوق میخواندش . .
و دیگرۍ نمۍفھمد و مچالہاش مۍکند .️
5.0
A woman is a poet, one reads it with pleasure. . And he doesn't understand anymore and messes it up.
غمگین شعر خسته سکوت
روزها خاطره شدن
اعتماد ها شک
آدم ها تجربه... 🖐 ️
3.6
غمگین حقیقت