متن های جدید خرداد 1405 / بیو های کوتاه (پیشنهادی)
جدیدترین متن های کوتاه خرداد 1405 از گلچین هزاران متن کوتاه جدید در خرداد 1405مناسب بیو . را در بزرگترین سایت بیو و متن کوتاه ایران تاوبیو بخوانید و در بیوگرافی و استوری خود استفاده کنید
شاید این..بغز آخرم باشه🙃 ↻♬↻♬↻♬ آخرین غَمَم باشه🙃💔 ↻♬↻♬↻♬ عاشقانه ای آرام...بین درد و غم باشه🙃💔️
حدود یک ماه بود که از ترکیه برگشته بودیم تهران. جابهجاییمان به خاطر کارهای شرکت بابا بود؛ همگی مجبور شده بودیم به ترکیه برویم، اما چند روزی بیشتر نماندیم. چون مهرماه نزدیک بود و مدارس باز میشد، باید برمیگشتیم تا به درسم برسم؛ من آن موقع کلاس نهم بودم و چند روزی هم از شروع مهر گذشته بود. ما یک خانوادهی چهار نفره بودیم: مامان، بابا، سهیل که هفت سال از من بزرگتر بود و خود من....️
*دوباره اپریل، دوباره غم، دوباره شکوفه های بهاری، دوباره پرستو های مهاجر، دوباره آپریل، دوباره ترس، دوباره بارون های بهاری، آپریل ماهی که بار اول ناپلئون من دزیرهش رو ترک کرد...ماهی که من شکستم...دوباره آپریل، دوباره ماه تو..." جئون جونگکوک 18 آپریل 1992*️
اگر به اکسسوریهای خاص، ظریف و دستساز علاقه داری، خوش اومدی به جایی که زیبایی با قیمت مناسب کنار هم جمع شده 💖💎
🌸 اکسسوریهای مهرهای و دستساز 💎 طرحهای ظریف و خاص 💸 قیمتهای اقتصادی و مناسب 🎀 آفرها و تخفیفهای ویژه
هر محصول با عشق و دقت ساخته شده تا استایل تو رو خاصتر کنه ✨ اگه دنبال یه جای خوشسلیقه برای خرید اکسسوری هستی، حتماً به ما سر بزن 🤍 ble.ir/join/CukTeBLYWC️
نمیشه دست بذاریم روی نقطه ضعف آدمها و بعد از واکنشی که نشون دادن تعجب کنیم. مشت بزنیم به دندهی شکستهی یه نفر و بگیم: ای بابا یه کم زیادی داد و فریاد نمیکنی؟️
*من قاتل نیستم * پارت نوزدهم: وقتی از بیمارستان برگشتند، خانه دیگر همان خانه نبود. دیوارها همان بودند، در همان بود، فرش همان فرش بود، اما همهچیز انگار با خاکستر پوشیده شده بود. بوی نفس از تختِ مشترکشان رفته بود، اما غیبتش از همهچیز بیشتر حضور داشت. جای بالشِ او، جای کتابهایش، جای گیرهی موی کوچکی که همیشه گم میکرد و آخر سر از لای پتو پیدا میشد، همهچیز مثل یک شوخیِ تلخ به نظر میرسید️
وعده ی شیعیان جهان صبح روز عید غدیر ساعتی قبل از ظهر با ندایِ علی ولی الله ...❤️ ️
3.6
Âlemlerin aynı anda ve aynı dilde ، Gadir Bayramı günü öğleden bir saat önce Allah'ın koruyucusu Ali'nin çağrısıyla göklerin elçisiyle ittifak kurması.
از دشمنت که میخوری خیلی درد داره از دوست ولی... وقتی میخوری ، دردش خیلی بیشتره:)❤️🩹🖤
جرعه ای از دیالوگ های حق سریال ایرانی گناه فرشته🙃️
4.6
Düşmanınızdan yemek yemek çok acıtır. Ama bir dosttan... Yediğinizde, Çok daha fazla acıtır :) ❤️🩹🖤 Gerçek diyaloglardan bir yudum İran dizisi Meleğin Günahı 🙃