داستان رفاقتی که تکرار نمیشود و خوب هم نمیشود:
تحقیقات روانشناسی میگه آدمها روابط منحصربهفرد رو حتی اگه سمی باشن، با «سوگیری تأیید» ایدهآل میکنن. یعنی خاطرات خوب رو بزرگ میکنن و تلخها رو نادیده. این رفاقت خاص شاید فقط یه الگوی تکراری از دلبستگی ناایمن باشه که تکرارش لذت آشنای درد رو داره. سؤال جامعه: آیا حاضرید رفاقت نایاب ولی ناکارآمد رو رها کنید؟
راهکار:
این پارادوکس رو از زاویهی «سندروم سرمایهگذاری عاطفی» ببین: هرچقدر رفاقت نایابتر باشه، تحمل نقصهاش سختتر میشه. شاید وقتشه بهجای مقایسه با بقیه، بپرسی اصلاً این رفاقت به ادامه دادن میارزه؟