آره... مَن هَمون دُختَریَم که با فِکر و خیال تو زِندِگی می کُنه...! هَمون دُختری که تو نِگاهِ اوَل عاشِقِت شُد...! هَمون دُختَری که خوابِتو میبینه...! اره من هَمون دُخترِ آن شَبِ دَردناک و قَشَنگَم ...!️
چی میشه که آدما یهو میزارن میرن؟ جدی یعنی پیش خودشون چه فکری میکنن که اون همه خاطرات و احساسات رو یهو ول میکنن؟ یعنی واقعا اینقد آسونه یا من خیلی دارم سختش میکنم..! ️
ولی اونجام ک حافظ میگه: خرم آن روز کز این منزل ویران بروم! راحت جان طلبم و از پی جانان بروم:) گر چه دانم که به جایی نبرد راه غریب.. من به بوی سر آن زلف پریشان بروم! دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت؛ رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم! چون صبا با تن بیمار و دل بیطاقت؛ به هواداری آن سرو خرامان بروم..