Text niki : بعضی آدمها انقدر شکسته شدن که از مرحله فروپاشی روانی گذر کردن، تبدیل به کالبدهای بیروح شدن که حتی تراپیستها هم نمیدونن چطور میتونن نجاتشون بدن و این واقعا غم انگیزه.️
اهل کاشانم ، اما شهر من کاشان نیست . شهر من گم شده است . من تاب ، من با تب خانه ای در طرف دیگر شب ساخته ام . من در این خانه به گم نامی نمناک علف نزدیکم . من صدای نفس باغچه را می شنوم . و صدای ظلمت را ، وقتی از برگی میریزد . و صدای ، سرفه روشنی از پشت درخت ، عطسه آب از هر رخنه سنگ ، چکچک چلچله از سقف بهار . و صدای صاف ، باز و بسته شدن پنجره تنهایی .
چون گرگی تنها بودم. . چون گلی زیبا من فردی قوی بودم. . حتی فردی ضعیف بارها شکست خوردم. . چون تنها بودم شکستم دل هارا. شکستند دلم را ولی آیا ارزشی داشت در این دنیای بی ارزش؟