من یک قِصه ناتمامم، پر از واژه هایِ مبهم!️ - غمگین شعر داستان ناتمام ناتمامی احساس ناقص بودن واژه های مبهم ... من یک قصه ناتمامم:
کلمات کم میارن از وصفِ حالِمون️ 3.7 غمگین شعر کم آوردن کلمات توصیف حال احساسات ناگفتنی ناتوانی در بیان احساسات ... کلمات کم میارن از وصف حال:
هر که را مینگری مرکز پرگارِ غم است..(:️ 5.0 غمگین شعر غم و غصه نگاه غمگین شعر غمگین مرکز پرگار غم ... هر که را مینگری مرکز پرگار غم است:
سکوتی میکنم در حد فریاد ...️ 3.9 غمگین شعر شعر سکوت سکوت اعتراضی بیان احساسات سکوت در حد فریاد ... شعر سکوت در حد فریاد:
بقیه میگن" اضطراب دارم"،ولی یه نویسنده میگه: خواستم زیر پتو،از دست ثانیه ها پنهان شوم؛ بلکه روزگار رحم کند، اندکی آهسته تر براد. اما خوب میدانستم، نه زمان هرگز برایم صبر میکرد؛ و نه من هیچ وقت آماده میشدم.️ 1.0 غمگین شعر اضطراب و زمان احساس آماده نبودن پنهان شدن از ثانیه ها زمان برای کسی صبر نمیکند ... متن ادبی درباره اضطراب و پنهان شدن از زمان:
حال من حال طبیبی است که بیمار شود ... حال نان آور یک خانه که بیکار شود.. ناخدایی که پس از یک شب طولانی باز دوقدم مانده به کوه یخ و بیدار شود...💔️ - غمگین شعر احساس ناامیدی عمیق تشبیه حال بد نان آور بیکار طبیب بیمار ... حال من مثل طبیب بیمار و نان آور بیکار:
در پرده ی سوز و ساز هم میخندیم با باغ درون گداز هم میخندیم چون لاله نو شکفته ای در باران از گریه پریم و باز هم میخندیم️ - غمگین شعر خنده در غم غم پشت خنده شعر احساسی لبخند با اشک ... شعر خنده در دل غم و گریه:
جَونیمونرَنگِپیریگرفته-️ 3.0 غمگین شعر پیری و جوانی از دست دادن جوانی غم پیری جوانی رنگ باخته ... جوانی رنگ پیری گرفته:
من سنگ که نیستم فراموش کنم خندیدنمان میرود از یاد ولی من با تو گریستم ، فراموش کنم ؟️ 2.3 غمگین شعر فراموش نکردن دلتنگی بعد از جدایی ناتوانی در فراموشی گریه با تو ... من سنگ نیستم فراموش کنم؟ شعر غمگین جدایی:
رنج کشید و از رنج نوشت... . 🕸 ️ 5.0 غمگین شعر رنج کشیدن احساس درد نوشتن از رنج شعر رنج ... رنج کشید و از رنج نوشت:
رنجِ دانستن دمار از جان انسان میکشد ؛ خوش بهحال بیخیالان ؛ جاهلان ؛ خوشباوران..️ 2.6 غمگین شعر حقیقت خسته
بیار باده خامی که خالی است وطن که عاشق زر پخته ز عشق باشد خام️ 1.0 شعر غمگین شعر عاشقانه دلتنگی عشق خام باده ... شعر عاشقانه با مضمون دلتنگی و باده:
کاش پیرتر بودم مثل ریشه ها یا خیلی جوان تر مثل شاخه ها اینجا که من ایستاده ام فقط تبر میخورم!🪵🪓️ 2.0 غمگین شعر تبر خوردن احساس گیر افتادن آرزوی پیری یا جوانی رنج میان سالی ... آرزوی پیری یا جوانی؛ تبر خوردن:
مدتی است قهوه مینوشیم؛ تلخ است، بهقاعدهی احوالِ وطن...️ 1.3 غمگین شعر قهوه تلخ احوال کشور تلخی وطن تشبیه وطن به قهوه ... شعر قهوه تلخ و احوال وطن:
تقصیر شب نیست ، سرنوشت ما تاریکه️ 3.0 غمگین شعر سرنوشت تاریک تقصیر شب نیست جملات غمگین غم سرنوشت ... تقصیر شب نیست سرنوشت ما تاریکه:
دلم گرفته از این سکوت بیرحم که شاید روزی، کمی نفس کشیدم نه صدایی داشتم نه راه فراری فقط یه حسرت تلخ توی خاطرههام جاری🖤 _nemesis ️ 3.7 غمگین شعر دلم گرفته از سکوت حسرت تلخ خاطرههای تلخ شعر غمگین سکوت ... دلم گرفته از سکوت بیرحم و حسرت:
مثل آن شیشه که در همهمه باد شکست ناگهان باز دلم یاد تو افتاد، شکست.. ️ 5.0 مَـنچـہباشَـمیانَـباشَـم،ڪارہدُنـیالَنـگنیـست! مَـنبِمـیـرَمیابِـمانَمهیچــڪَسـےدِلـتَـنـگنـیـسـت:)💔 غمگین شعر شکستن دل دلتنگی یاد تو افتادم شیشه شکستن ... شکستن دل با یاد تو:
من عمیقا عاشق وقتاییم که همهچیز اروم و درست پیش میره و کسی کاری به کارت نداره️ 2.8 غمگین شعر حقیقت آرامش
قلبم مثل پرنده ای اسیر میتپد...️ - غمگین شعر احساس اسارت قلب اسیر مثل پرنده در قفس تپش قلب در قفس ... احساس اسارت قلب مثل پرنده:
از داد و وداد ان همه گفتند نکردند یارب چقدر فاصله ی دست و زبان است ؟️ - شعر غمگین وعده های توخالی حرف و عمل ناامیدی فاصله دست و زبان ... شعر درباره فاصله دست و زبان:
اگر میخواهی از حال من بدانی، سخت نیست تصور نخلستانی که همهی نخلهایش را سوزاندهاند.️ 1.0 غمگین شعر احساس ناامیدی سوختن دل نخلستان سوخته تشبیه حال بد ... حال من مثل نخلستان سوخته:
وَطَن را نِمیدانَم چه کَسی فُروخت🥀🇮🇷 وَلیکَن دیدَم چه کَسی بَهایَش را داد💔️ 2.1 غمگین شعر وطن فروش بهای وطن خیانت به وطن سختی وطن ... وطن فروشی و بهای آن:
و ناگهانـ پیر شد دلی که داشتـ بچگیــ میکرد.؛🖤️ 1.9 غمگین شعر پیر شدن دل ناگهان پیر شدن دل بچگی از دست دادن کودک درون ... پیر شدن ناگهانی دل و از دست رفتن کودک درون:
˼ماه شَب تاریك من🌚𝘬𝘢𝘳𝘢𝘯𝘭ı𝘬 𝘨𝘦𝘤𝘦𝘮𝘪𝘯 𝘢𝘺ı˹️ 3.3 غمگین شعر شعر غمگین تاریکی شب ماه شب تاریک شب تاریک من ... ماه شب تاریک من:
شدم همونی که شاملو میگفت کسی اینجوری نمرد که من زندم - عیهود "برف"️ 1.0 غمگین شعر شعر احمد شاملو زنده ماندن غمگین شاملو کسی اینجوری نمرد ... شعر شاملو: کسی اینجوری نمرد که من زندم:
خوشآ خوآبی کهـ بیدآری ندآرد…:(️ 2.3 غمگین شعر بیداری ندارم خوش آب و هوای غمگین متن احساسی غم ... متن غمگین خوش آب و هوا:
قفل کودک؟ هر کودکی وارد این زندگی بشه بدون اینکه بفهمه بزرگ میشه🥀🖤️ 3.0 غمگین شعر حسرت بزرگ شدن گذر زمان از دست دادن کودکی بزرگ شدن ناخواسته ... حسرت بزرگ شدن بیخبر کودکان: