تو اسم منو میدونی..! نه داستانمو' تو لبخند منو میبینی..! نه درد منو' تو در نهایت متوجه چیزایی میشی که من رها میکنم..! نه زخمام' تو میتونی حرفای منو بخونی..! ولی ذهنمو نه' پس لطفا..؛ نه راجبم نظر بده،نه قضاوتم کن،' تو فقط ی بخش کوچیکی از زندگی منو میبینی:) اونم اون بخشیه..! که خودم خاستم بهت نشون بدم:)))️
در باتلاقی گیر افتادهام که اگر سعی کنم خودم را از آن باتلاق بیرون برانم بیشتر در آن فرو میروم،باید بی حرکت در آن بمانم. اما چگونه این تاریکی،خفگی و تنهایی را که گریبان گیرم شده تحمل کنم؟️
گاهی اوقات همه فکر ها و مشکلات به ذهنت هجوم میارن.. از بلا تکلیفی نمیدونی به کدومشون سر و سامان بدی! پس همشون تلمبار میشن ، میشن کوهی از درد و غم و ندونم کاری..! ️