جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

متن های شعر / جدیدترین متن شعر [مهر 1405]

33114 پست
متن های شعر جدید , تعداد 33,114 متن شعر به ترتیب جدیدترین ها برای کپشن بیو پست و.. متن های شعر / جدیدترین متن شعر [مهر 1405]
شعر عاشقانه شعر غمگین شعر تنهایی شعر خیانت شعر دلتنگی شعر تیکه دار شعر عشق یکطرفه شعر دوست دارم شعر شعر عربی شعر انگلیسی کوتاه شعر کوتاه شعر - جدیدها بلند شعر
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
عشق من!
مدت‌هاست که به هوای “صبح‌بخیر” گفتن‌هایت،
سحرخیز شده‌ام…
خورشید برای من،
با لبخند تو طلوع می‌کند. ☀️❤️
️
4.7
عاشقانه شعر صبح بخیر خاطره آرامش
تو به قولِ غزل از ماه کمی ماه تری .
تو از این شاعر بی‌قافیه آگاه تری . . . ️
4.7
عاشقانه شعر شعر عاشقانه کوتاه تشبیه معشوق به ماه متن عاشقانه شاعرانه غزل عاشقانه ماه
ماه هر سال ۳.۸ سانتی‌متر از زمین دور می‌شود؛ یعنی ...

ماه‌تر از ماه؛ شعر عاشقانه‌ی شاعر بی‌قافیه:

ماه هر سال ۳.۸ سانتی‌متر از زمین دور می‌شود؛ یعنی هر «ماه‌تر از ماه» در شعر، استعاره‌ای از چیزی است که همزمان نزدیک و در حال دور شدن است. در روانشناسی ادراک نیز درخشندگی ماه در آسمان شب باعث می‌شود آن را بزرگ‌تر از اندازه واقعی‌اش ببینیم؛ پس معشوقِ شعری هم اغلب بزرگ‌تر از خودش ادراک می‌شود، نه آن‌که صرفاً ماه باشد.

راهکار:

این بیت معشوق را نه فقط زیبا، بلکه «آگاه‌تر از شاعر» می‌بیند؛ یعنی جذابیت از دانستگی می‌آید نه صرف ظاهر. اگر ادامه‌اش را می‌سازی، از زاویه‌ی «او راویِ ناگفته‌های شاعر است» بنویس تا از کلیشه‌ی ماه فاصله بگیری.

نصب برنامه اندروید تاوبیو
تو، همون خونی که هر لحظه تو رگهایِ منه🥺💕️
4.6
عاشقانه شعر عشق مثل خون در رگ وابستگی عاطفی عمیق متن عاشقانه احساسی جملات خاص برای همسر
قلب انسان در طول عمر به‌طور میانگین ۲.۵ میلیارد با...

متن عاشقانه: تو همان خونی در رگ‌های منی:

قلب انسان در طول عمر به‌طور میانگین ۲.۵ میلیارد بار می‌تپد و خون را در مسیری حدود ۱۰۰ هزار کیلومتر رگ به گردش درمی‌آورد؛ یعنی هر گلبول قرمز هر ۲۰ ثانیه یک‌بار کل بدن را دور می‌زند. حالا اگر معشوق «خون» باشد، پس عشق یک سیستم گردش خون است: بدون بازگشت، بافت‌ها می‌میرند. اگه معشوق از رگ جدا بشه، دردش فیزیکیه یا صرفاً شیمی مغز؟

راهکار:

نسخه‌ی دیگر: «تو همان ضربانی که اگر بایستد، شعرهایم سکته می‌کنند.» این جابه‌جایی از خون به ضربان، وابستگی را زنده‌تر و تصویری‌تر می‌کند.

گذرزمان
من سرمست نگار ازعشقت
خون جگرم
که دراین جرم ازآن روی گلت
بی خبرم
من ازآن روی گلت یادکنم آن
عهده قدیم
که درآن باغ چمن راه نشد که
بیفتدگذرم
عارف🌹ل.ا.و💚ص🌹🌹🌹ه+


️
1.0
عاشقانه شعر شعر عاشقانه عارف عهد قدیم در عشق گذر زمان و بی خبری معشوق شعر سرمستی از عشق
در عرفان ایرانی، «عهد قدیم» به ماجرای «عهد الست» ا...

شعر عاشقانه گذر زمان و عهد قدیم با امضای عارف:

در عرفان ایرانی، «عهد قدیم» به ماجرای «عهد الست» اشاره دارد؛ جایی که پیش از آفرینش، خداوند پرسید: «الستُ بربکم؟» و ارواح گفتند: بلی. عاشقان این پیمان ازلی را دلیل اصلی بی‌تابی و انتظار امروزیشان می‌دانند. از نگاه روانشناسی، چنین خاطره‌ای اغلب یک «سوگیری حافظه عاطفی» است: ذهن برای توجیه دلتنگی، گذشته را مقدس‌تر از آنچه بوده بازسازی می‌کند. آیا این شعر گزارش یک خاطره است یا ساخت یک اسطوره شخصی؟

راهکار:

این متن را می‌شود مثل یک «پیمان خیالی» خواند؛ توافقی که عاشق در ذهن خودش امضا کرده اما معشوق هرگز از آن خبردار نشده. در روانشناسی، به این حالت «قرارداد نانوشته» می‌گویند: انتظاری اعلام‌نشده که وقتی برآورده نشود، رنج و گلایه تولید می‌کند. شاید جذاب‌تر از عشق، سکوت طولانی میان همان عهد قدیم و مسیرهایی است که هرگز باز نشدند.

مشابه ها
ش‍‌دی م‍‌صـل خ‍‌ون ت‍‌وی‍‌ه‍‌ رگ‍‌ام´🫀✨️
4.7
عاشقانه شعر جملات ناب عاشقانه متن عاشقانه کوتاه تشبیه عشق به خون حرفای عاشقانه خاص
خون تنها ۷ درصد وزن بدن را تشکیل می‌دهد، اما هر قط...

مثل خون در رگ‌هایم؛ ناب‌ترین متن عاشقانه:

خون تنها ۷ درصد وزن بدن را تشکیل می‌دهد، اما هر قطره‌اش حدود ۲۵۰ میلیون گلبول قرمز دارد و در هر ثانیه حدود ۳۰ سانتی‌متر در آئورت حرکت می‌کند. اگر کسی واقعاً به اندازه خون در رگ‌هایت جاری باشد، نبودش یعنی قطع اکسیژن، نه فقط دلتنگی.

راهکار:

اینجا عشق از حد یک انتخاب ساده فراتر رفته و به عنصری حیاتی تبدیل شده؛ اما نکته اینجاست که خون هم تغذیه می‌کند و هم اگر آلوده شود، کل بدن را از پا می‌اندازد. این جمله را می‌شود این‌طور خواند: وابستگی عمیق، مرز باریکی بین حیات و آسیب است.

وصال یار
جامی زمی یادت به دل
کار کرد
آن جام می مستی چه
بسیار گرد
روز که دل وصل روی ان
گل کند
چون آن همه سرمستی
داروی دیدارکرد
عارف🌹ل.ا💚و.ص🌹🌹🌹ه+️
5.0
عاشقانه شعر مستی عاشقانه شعر عارفانه کوتاه جام می و عشق شعر وصال یار
در مغز، عشق رمانتیک و اثر الکل هر دو مدار پاداش مز...

وصال یار و مستی جام می؛ شعر عاشقانه عارفانه:

در مغز، عشق رمانتیک و اثر الکل هر دو مدار پاداش مزولیمبیک را فعال می‌کنند و دوپامین آزاد می‌کنند؛ برای همین در ادبیات عرفانی، «می» و «وصال» هم‌خانواده‌اند. ابن سینا در «رساله عشق» عشق را جنونی شریف و در عین حال نوعی بیماری روحی قابل درمان با وصال می‌دانست. جالب‌تر اینکه مولانا واژه «مستی» را پیش از آنکه به شراب نسبت دهد، به دیدار محبوب نسبت می‌دهد.

راهکار:

در روانشناسی عشق، وصال فقط رسیدن نیست؛ یک بازتعریف از زمان است. لحظه دیدار معشوق، مغز را از حالت خطی به «حال بی‌زمان» می‌برد؛ همان تجربه‌ای که عارفان آن را «وقت» می‌نامند. از این زاویه، جام می در شعر تو نه یک نوشیدنی، که میانبری شیمیایی به همان بی‌زمانی است.

Ghasedak هاهم یه روز میشن Pazhmorde
نمیخوامت تورو مث تفنگ Sangkhorde

_VINAK🌒️
4.8
غمگین شعر قاصدک پژمرده شعر کوتاه تلخ دلزدگی عاشقانه تفنگ سنگ خورده
هر قاصدک پس از زردی وارد فاز انتشار بذر می‌شود؛ هر...

قاصدک پژمرده و تفنگ سنگ‌خورده؛ حال‌وهوای دلزدگی:

هر قاصدک پس از زردی وارد فاز انتشار بذر می‌شود؛ هر گل بین ۱۰۰ تا ۱۷۲ بذر چتردار تولید می‌کند و بذرها با باد تا چند کیلومتر می‌روند. پس پژمردگی ظاهری، پرتاب بذر است نه شکست. «سنگ‌خوردگی» در لوله تفنگ هم یعنی فرسایش بر اثر شلیک زیاد؛ دقت کم می‌شود، اما خود سلاح هنوز گرم است.

راهکار:

قاصدک با پژمرده شدن بذرهایش را پخش می‌کند؛ شاید این دلزدگی هم نوعی رهاسازی است، نه نابودی. تصویر تفنگ سنگ‌خورده هم از فرسودگی می‌گوید، اما همان تفنگ زمانی شلیک کرده و زنده بوده.

گیرم که حرام است
لبی تر کنم از تو

پیشِ نظرت
تشنه بمیرم چه؟
حلال‌ است؟!

#خیام_نیشابوری️
3.0
شعر فلسفی رباعیات خیام شعر عاشقانه فلسفی مفهوم حرام و حلال در عشق تشنه مردن کنار معشوق
در آزمایش «میوه‌ی ممنوعه»، ممنوعیت به‌تنهایی میل ر...

رباعی خیام؛ تشنه مردن پیش نظر معشوق:

در آزمایش «میوه‌ی ممنوعه»، ممنوعیت به‌تنهایی میل را افزایش می‌دهد و مدار پاداش مغز را فعال‌تر می‌کند؛ رباعی خیام با «گیرم که حرام است» دقیقاً همین سازوکار را بی‌واسطه نشان می‌دهد. این‌جا دیگر موضوع فقط وصال نیست، بلکه لذتِ عبور از خط قرمز و رنجِ ترک است که از خود فعل حرام سنگین‌تر می‌شود.

راهکار:

این رباعی را می‌توان پرسشی درباره‌ی قیمتِ نخواستن دانست؛ گاهی رنجِ ترک، از گناهِ وصال سنگین‌تر می‌شود و خیام این تنش را میان میل و شرع معلق نگه می‌دارد.

ناشناسم‌خوانده‌ای‌باشد
فقط‌این‌رابدان ،
شاعری‌معروف‌
بامضمون‌چشمان ِتوام🙃✨

#شعࢪ️
3.0
عاشقانه شعر شاعر ناشناس شعر کوتاه عاشقانه مضمون چشمان تو شعر عاشقانه چشم تو
مردمک چشم هنگام دیدن چهره جذاب تا ۴۵ درصد گشادتر م...

شعر ناشناس: شاعری معروف با مضمون چشمان تو:

مردمک چشم هنگام دیدن چهره جذاب تا ۴۵ درصد گشادتر می‌شود و مغز جذابیت را در ۱۳ میلی‌ثانیه تشخیص می‌دهد؛ به همین دلیل شعر چشم‌محور، قدیمی‌ترین فناوری ثبت واکنش ناخودآگاه عاشقانه است. شاعران ناشناس این واکنش را بهتر به شعر تبدیل می‌کنند یا چهره‌های مشهور؟

راهکار:

این شعر را می‌توانی به یک قاب تعاملی تبدیل کنی: از مخاطب بخواه ادامه‌ی مصرع «شاعری معروف با مضمون چشمان توام...» را بنویسد؛ ناشناختگی تو را به مسابقه‌ای برای کشف هویت شاعر بدل می‌کند.

من تَهِ يه چاهِ عميقَم ، پَنچَر وسطِ راهِ حقيقت
من يكى شدم كه ديگه ، خيلى فرق باهام داره سَليقَت... ️
-
شعر فلسفی ته چاه بودن احساس غریبه شدن با خود متن فلسفی سنگین تغییر سلیقه و شخصیت
بر اساس نظریه «خود ناهمخوانی» هیگینز، فاصله بین خو...

ته چاه عمیق؛ وقتی سلیقه‌ات با خودت فرق می‌کند:

بر اساس نظریه «خود ناهمخوانی» هیگینز، فاصله بین خودِ واقعی و خودِ ایده‌آل یا بایدی دقیقاً با احساس غم، بی‌ارزشی و اضطراب همبسته است؛ مغز این شکاف را شبیه یک زخم پردازش می‌کند. جالب‌تر این که «توهم پایان تاریخ» نشان می‌دهد آدم‌ها فکر می‌کنند شخصیتشان ثابت مانده، در حالی که سلیقه و هویتشان در هر دهه به شکلی پیش‌بینی‌نشده تغییر می‌کند. این شعر در واقع یک ناهمخوانی شناختی را تصویر می‌کند، نه صرف استعاره.

راهکار:

این حس «غریبه شدن با خود» معمولاً نشانه عبور از نسخه‌ای قدیمی است؛ چاهی که در آن ایستاده‌ای می‌تواند اتاق تاریک ظهور تصویری تازه باشد، نه فقط محل سقوط.

به هرکسی می نگرم در شکایت است
در حیرتم که لذت دنیا ب کام کیست ؟؟️
4.7
شعر فلسفی در حیرتم که لذت دنیا فلسفه لذت دنیا لذت دنیا به کام کیست شعر شکایت از دنیا
پارادوکس لذت‌گرایی می‌گوید هرچه مستقیم‌تر دنبال لذ...

لذت دنیا به کام کیست؟ شعر شکایت از روزگار:

پارادوکس لذت‌گرایی می‌گوید هرچه مستقیم‌تر دنبال لذت برویم، کمتر گیرمان می‌آید؛ ویکتور فرانکل معتقد بود لذت محصول جانبی معناست، نه هدف. مغز انسان به‌طور پیش‌فرض برای بقا، تهدیدها و کمبودها را برجسته‌تر ثبت می‌کند تا نعمت‌ها را؛ برای همین است که اغلب آدم‌ها در هر شرایطی چیزی برای شکایت پیدا می‌کنند.

راهکار:

شاید لذت دنیا در همان شکایت کردن است؛ چون انسان با بیان درد، بارش را سبک می‌کند و از همدردی دیگران کمی آرام می‌گیرد.

اونجا که فاضل نظری میگه:

تا بفهمم چیست صدبار از خودم پرسیدمش
عشق آسان بود، اما من نمی‌فهمیدمش

دست او در دست من بود و دلش با این و آن
باز اگر یک جو پشیمان بود، می‌بخشیدمش

از تب غيرت نديدم آتشى جانسوز تر
در كنارم بود و من با ديگران مى ديدمش

هیچ عشقی از خیانت نیست ایمن، این بلا
تا نیامد بر سرم افسانه می‌نامیدمش

با دلم گفتم ببوسش تا فراموشش کنی
گفت اگر می‌خواستم آن روز می‌بوسیدمش️
4.8
شعر خیانت شعر فاضل نظری خیانت عشقی غیرت مردانه فراموش کردن عشق
پژوهش‌های عصب‌شناختی نشان می‌دهند دردِ خیانت و طرد...

شعر عاشقانه فاضل نظری درباره خیانت و غیرت:

پژوهش‌های عصب‌شناختی نشان می‌دهند دردِ خیانت و طردشدگی همان مسیرهای مغزی درد جسمی (اینسولا و قشر کمربندی پیشین) را فعال می‌کند؛ برای همین دل‌شکستگی واقعاً «درد» دارد. غیرت هم در روان‌شناسی تکاملی نوعی نگهبانی از پیوند عاطفی است، اما در این شعر به آینه‌ای برای دیدنِ عشقی تبدیل می‌شود که دیگر مالِ گوینده نیست.

راهکار:

میشود شعر را از زاویه‌ی «غیرت به‌مثابه آینه‌ای برای دیدنِ نبودنِ دیگری» خواند؛ در این روایت، عشق نه در وصال، بلکه در لحظه‌ی از دست رفتن و دیده‌شدنِ بی‌وفایی معنا پیدا می‌کند. به‌جای قصه‌ی قربانی، آن را صحنه‌ی کشفِ ناممکن‌بودنِ مالکیت بر دل دیگری ببین.

شعر برای اسم سارا



سارا یعنی عطرِ باران، حسِ نابِ زندگی
مثلِ لبخندی قشنگ، وسطِ دیوانگی
سارا یعنی یک غزل، با واژه‌های عاشقانه
مثلِ ماهی در دلِ شب، روشن و زیبا و یگانه 💕️
4.2
عاشقانه شعر اسم سارا معنی اسم سارا سارا یعنی عشق شعر برای سارا
در روان‌شناسی به این پدیده «اثر حرفِ نام» می‌گویند...

شعر عاشقانه برای اسم سارا؛ سارا یعنی عطر باران:

در روان‌شناسی به این پدیده «اثر حرفِ نام» می‌گویند: ما ناخودآگاه جذب چیزهایی می‌شویم که یادآور نام خودمان هستند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند افراد حتی در انتخاب همسر، به‌طور معناداری به کسانی گرایش دارند که حرف اول نامشان شبیه حرف اول نام خودشان است. پس شاید «سارا» برای شاعر فقط معشوق نیست؛ او دارد صدای خودش را در دیگری می‌ستاید. سؤال: آیا انتخاب‌های عاطفی ما همیشه عاشقانه‌اند، یا گاهی بازی آینه‌های نام و هویت‌اند؟

راهکار:

می‌توان این شعر را به صورت آکروستیک بازنویسی کرد؛ یعنی حرف اول هر مصراع با حروف «سارا» شروع شود و در انتها یک بیت تهنیت اضافه کرد تا به یک هدیهٔ شخصی برای تولد یا سالگرد تبدیل شود.

نه از شناختنتش پشیمانم
نه از دوست داشتنش
چنان لبخند میزد
چنان از ته دل می‌گفت « جانم »
که اگر دوستش نمی‌داشتم
پشیمان میشدم ؛)️
4.8
I don't regret knowing him, nor do I regret loving him. He used to smile so much and say "my dear" from the bottom of his heart that if I didn't love him, I would regret it ;)
عاشقانه شعر خاطره دلتنگی
گاهی نمیشود که نمیشود گاه ناخواسته قرعه به نام تو میشود ️
-
غمگین شعر حقیقت
آمدے وقتے ڪہ دیگر بے نهایت دیر شد
آن جوانے ڪہ رهایش ڪردہ بودے پیر شد
دورهایت را زدے و بعداز آن برگشتہ ای؟
جا ندارد قلب من، با بے ڪسے تسخیر شد‌‌‌‌‌‌‌‌...
💔...️
4.7
غمگین شعر آرامش همسر سکوت
گوشِ خر کوتاه کردی اسب شد آیا مگر؟
جانِ من ذاتی‌ست بعضی ویژگی های بشر.️
-
شعر فلسفی ادبی
وای اگر مرد گدا، یک شبه سلطان بشود
مثل این است که گرگی سگ چوپان بشود
هرکجا هُدهُد دانا برود کنج قفس
جغد ویرانه نشین مرشد مرغان بشود
سرزمینی که در آن قحط شود آزادی
گرچه دیوار ندارد خودِ زندان بشود
باغبانی که به نجار دهد باغش را
فصل‌هایش همه همرنگ زمستان بشود
ناخدا دلخوش این آبی آرام نباش!
وای از آن لحظه که هنگامه‌ی طوفان بشود️
4.2
شعر ادبی آرامش