تو بنویس زندگی، من میخونم چشمات؛ شعر کوتاه عاشقانه:
دانشمندان علوم اعصاب میگویند مغز ما در کمتر از ۳۰ میلیثانیه، ریزحرکات مردمک و انحراف نگاه را تحلیل میکند و به لایههای پنهان احساسات طرف مقابل پی میبرد. گشادشدگی مردمک حتی با هیجان و علاقهی واقعی رابطهی مستقیم دارد؛ یعنی همانطور که شعر میگوید، چشمها واقعاً «خوانده» میشوند، آنهم توسط مغزی که خودِ ما از پردازشهایش بیخبریم. حالا بگویید: به نظرتان چند درصد حقیقتِ هر آدمی را میشود از چشمهایش خواند؟
راهکار:
این شعر را میتوان به «گفتوگوی بیزبانی» تعبیر کرد؛ همانجایی که چشمها راویِ ناگفتهها میشوند. اگر بخواهی ادامهاش بدهی، میتوانی «نوشتن» و «خواندن» را بیشتر درهم ببافی: «تو بنویس زندگی، من میخونم چشمات / هر غزل را نگاه کن، دفتر شعر منی». این بازیِ دوسویه، حسِ صمیمیت شعر را دوچندان میکند.