یه روز یه قاصدک تو هوا میزد پرسه ؛ ناراحت و گریون ، فَراری از لحظه ؛ دیوونه شده بود ، میگفت هرجا میرم نحسه ؛ میگفت این آدما دیگه بد ....ان دیگه بسه ؛ میگفت چند روز پیشا دو نفر عاشقانه ؛ یه جوری که میگفتن میخوان همو صادقانه ؛ از اونا که بود عشقشون خالصانه ؛ از اونا که دختره میگفت پسره پادشامه ! ولی انگاری همش دروغ بود پسره که موندن بلد نبود.. اون لایق عشق نبود...🚶🏼♀💔️
من پناهنده چشمانی هستم که دیدنشان این روز ها دیر به دیر و کوتاه شده است... چشمانی که امیدبخش زندگی کوچک من است چشمانی که تا ماه های آینده دیگر نمیتوانم ببینمشان...️
حاجی میشه برگردید دلم میخواد یه بار دیگه سیر بغل تون کنم حاحی میشه برگردید قول میدم این بار اذیت تون نکنم قول میدم حرف تون رو گوش کنم و همراهتون باشم حاجی میشه برگردید قول میدم این بار دیگه تو ذهنم رویای همراه تون بودن رو نداشته باشم::))) ️